احمد شاملو: آخرِ بازی (صدای شاعر)

احمد شاملو آخر بازی

آخرِ بازی
سروده و صدای:‌ احمد شاملو
موسیقی: مرتضی حنانه

عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسارِ ترانه‌های بی‌هنگامِ خویش.

و کوچه‌ها
بی‌زمزمه ماند و صدای پا.

سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
بر اسبانِ تشریح،
و لَتّه‌های بی‌رنگِ غروری
نگونسار
بر نیزه‌هایشان.

تو را چه سود
فخر به فلک بَر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرینَت می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس‌ها
به داس سخن گفته‌ای.

آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه
از رُستن تن می‌زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی.

فغان! که سرگذشتِ ما
سرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بود
که از فتحِ قلعه‌ی روسبیان
بازمی‌آمدند.
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاه‌پوش
ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده‌ها
سر برنگرفته‌اند!

۲۶ دیِ ۱۳۵۷
لندن

* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

ایرج جنتی‌عطایی: پل (صدای شاعر)

ایرج جنتی‌عطایی پل

برای خواب معصومانه‌ی عشق
كمک كُن بستری از گُل بسازیم
برای كوچ شب‌هنگام وحشت
كمک كُن با تن هم، پُل بسازیم

كمک كُن سایه‌بونی از ترانه
برای خوابِ ابریشم بسازیم
كمک كُن با كلام عاشقانه
برای زخم شب، مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن

تو رو می‌شناسم ای شبگرد عاشق
تو با اسم شب من، آشنایی!
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی

تو رو می‌شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكُن با هِق‌هِق من
تنِ شكسته‌تو بسپار به دستِ
ـ نوازش‌های دست عاشق من

به دنبال كدوم حرف و كلامی؟!
سكوتت گفتن تمام حرف‌هاست!
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشق‌های دنیاست

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن

تو با تن‌پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه‌های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی!

كمک كُن جاده‌های مِه گرفته
منِ مسافرو از تو نگیرن!
كمک كُن تا كبوترهای خسته
رو یخ‌بستگی شاخه نَمیرن!

كمک كُن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمک كُن تا برای هم بمونیم
كمک كُن تا برای هم بمیریم

کسی به یاد مریم‌های پَرپَر
کسی به فکر کوچ کفترا نیست
به فکر عاشقای دربدر باش
که غیر از ما، کسی به فکر ما نیست

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

* * *

احمد شاملو:‌ عاشقانه (صدای شاعر)

احمد شاملو عشق را ای کاش زبان سخن بودامروز (۳۱ تیر ماه) این «عاشقانه» از احمد شاملو ۴۶ ساله می‌شود. در سالگشت سرایش این سروده آن را با صدای شاعر بشنویم.

عاشقانه

آن‌که می‌گوید دوستت می‌دارم
خنیاگر غمگینی‌ست
که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را
زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من

عشق را
ای کاش زبان سخن بود

آن‌که می‌گوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را
زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من

عشق را
ای کاش زبان سخن بود

۳۱ تیرِ ۱۳۸۵
از مجموعه شعر «ترانه‌های کوچک غربت»

* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

فاطمه اختصاری: ۲۸ (تهران)

فاطمه اختصاری این شهر خسته را به شما می سپارمش

فاطمه اختصاری از شاعران مطرح غزل پست مدرن در ایران است. «بیست و هشت» که با نام «تهران» هم شناخته می‌شود در مجموعه اشعار «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یارگاری» [نشر نیماژ ۱۳۹۴] به چاپ رسیده است. این شعر بعد از انتشار در اجرایی با صدای شادی امینی شناخته‌تر شد و مورد توجه قرار گرفت. در فایل شنیداری زیر اجرای ترانه‌ای و کلیپی از خوانش این سروده را با صدای فاطمه اختصاری در گفتگوی او با فرشته ملک‌فرنود در اینستاگرام بشنوید و ببینید.

 

بیست و هشت
(تهران)

تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوب
تهران و خطّ متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

تهرانِ سکته کرده‌ی از هر دو پا فلج
تهرانِ وصله‌پینه شده با خطوط کج
تهرانِ تاهمیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطل‌های سوخته‌ی انقلاب را
بر سنگ‌فرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

من خِشّ و خِشّ ِ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه‌ی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

بلوار پر درخت «ولیعصر» تا «ونک»
نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پُفک
کابوس‌های هر شبه از درد مشترک
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

تنهایی‌ام نشسته میان اتاق‌ها
بر بیست‌و‌هشت سالگی‌ام جای داغ‌ها
گریه نمی‌کُنم . . . همه‌ی اتّفاق‌ها
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

* * *

● ویدئوی اجرای شادی امینی در یوتیوپ را (در اینجا ببینید.)
● گفتگوی کامل فاطمه اختصاری و فرشته ملک‌فرنود در اینستاگرام را (در اینجا ببنید.)

* * *

شصت و شش سالگی «چاووشی» (مهدی اخوان‌ثالث)

مهدی اخوان ثالث چاووشی

مهدی اخوان‌ثالث «چاووشی» را در فروردین‌ماه سال ۱۳۳۵ سروده است. امسال [فروردین ۱۴۰۳] شصت و هشت سال از سرودن آن می‌گذرد. در طی این سالها بخش‌هایی از این سروده نیز به شکل ترانه با صدای خوانندگان مختلف اجرا شده است.

ادامه خواندن شصت و شش سالگی «چاووشی» (مهدی اخوان‌ثالث)

سیاوش کسرایی: آرش کمانگیر (صدای شاعر)

سیاوش کسرایی آرش کمانگیر

امروز (۲۳ اسفند ماه) منظومه‌ی «آرش کمانگیر» سروده‌ی سیاوش کسرایی ۶۵ ساله شد. در سالگشت سرایش این شعر ماندگار آن را با صدای شاعر بشنویم.

ادامه خواندن سیاوش کسرایی: آرش کمانگیر (صدای شاعر)

ایرج جنتی‌عطایی: تا گل سرخ شدن

ایرج جنتی عطایی تا گل سرخ شدن

چنین روزی (۳۰ بهمن‌ماه) در ۵۰ سال پیش بود که «ایرج جنتی‌عطایی» ـ ترانه‌سرای معاصر ـ «تا گُلِ‌ سرخ شدن» را سرود. و آن، فردای روز تیرباران «خسرو گلسرخی» و «کرامت دانشیان» بود.

ادامه خواندن ایرج جنتی‌عطایی: تا گل سرخ شدن

با یاد «غزاله علیزاده» بانوی «خانه‌ی ادریسی‌ها»

غزاله علیزاده نویسنده

با یاد «غزاله علیزاده» که با چشمان آهویی غمگین خود از «خانۀ ادریسی‌ها» دل بُرید، از «چهار راه»‌ها گذشت، به جنگل زد و در پگاه چنین روزی (۲۱ اردیبهشت) در پی دردی جانکاه، خود را به مرگی خود خواسته از دار درختی به بند آویخت و غم از دست دادنش را به دل دوستدارانش آونگ کرد. یادش یادمان باشد.

ادامه خواندن با یاد «غزاله علیزاده» بانوی «خانه‌ی ادریسی‌ها»

error: Content is protected !!