ترانه‌های فیلم حسن کچل (ترانه فیلم)

آهنگ‌های فیلم حسن کچل
سروده و ساخته‌ی: علی حاتمی
(آپولون)

کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و اشعار: علی حاتمی، فیلم‌بردار: نصرت‌الله کنی، دستیار فیلم‌بردار:‌ نریمان پیرام. سرپرست گویندگان: منوچهر اسماعیلی. گویندگان: نیکو خردمند،‌ناصر طهماسب، مرتضی احمدی،‌سیمین سرکوب، منوچهر والی‌زاده، ماهرو، حسن خیاط‌باشی، چنگیز جلیلوند، امور فنی:‌ استودیو مهرگان، صدا: حسین بدیعی،‌میرزا گودرزی،‌ میکساژ:‌ روبیک منصوری، افکت: میرزا گودرزی، موسیقی متن و تنظیم آهنگ‌ها: بابک [افشار]،‌ پرویز اتابکی، اسفندیار منفردزاده، واروژان، ضرب: امید بیداریان، ضبط موسیقی: محمد گرجی، خوانندگان: عهدیه، کورس سرهنگ‌زاده، مهتاب، سوسن، افشین، با همکاری: گروه ملی باله‌ی پارس، به رهبری: عبدالله ناظمی، چاپ و لابراتور رنگی:‌ استودیو بدیع،‌ نقاش:‌ عباس بلوکی‌فر، عکاس: امیر نادری، مدیران تدارکات:‌ علی پروانه، علی اکبری، دکور:‌ حسن پاک‌نژاد، گریم: ایرج صفدری، طراح لباس: فرشته شفایی، آرایش: فیروزه، تهیه‌کننده: علی عباسی، بازیگران: پرویز صیاد، کتایون،‌ ثریا بهشتی، نادر،‌صادق بهرامی، یدالله شیراندامی،‌ حسن رضیانی، حسن خیاط‌باشی، منوچهر احمدی، سیروس ابراهیم‌زاده، عباس معیری، مژگان،‌ نوبهار، لیدا، وهاب نوری‌زاده،‌ گروه هنرمندان ژاپنی، مدت زمان: ۱۰۳ دقیقه، رنگی (ایستمن‌کالر)،‌ محصول: سازمان سینمایی پیام، سال نمایش: اول فروردین ۱۳۴۹ـ سینماهای:‌ دیانا، مولن‌روژ، مهتاب، رکس، همای، شهوند، نپتون، لیدو، پاسارگاد، اسکار، اورانوس، شرق،‌رنگین‌کمان،‌ جرخ و فلک.

چل‌گیس (کتایون) دختر حاکم (صادق بهرامی)، در طلسم دیو گرفتار می‌شود و حسن کچل (پرویز صیاد) توسط مادرش (نادره) برای کسب تجربه از خانه رانده می‌شود. حسن در باغ مرموز به چل‌گیس برمی‌خورد و به او دل می‌بندد. همزاد حسن (پرویز صیاد) به او می‌گوید که با فدا کردن عمرش قادر خواهد بود طلسم دیو را بشکند. حسن ابتدا آرزو می‌کند شاعر بشود، اما وقتی به شاعری برمی‌خورد که برای کالاهای تجاری شعر می‌گوید از شعر گفتن منصرف می‌شود. او سپس آرزو دوستی داشته باشد تا با او دردل کند؛ اما دوست یکرنگی پیدا نمی‌کند، و پس از آن تصمیم می‌گیرد پهلوان شود، اما پهلوانی (یدالله شیراندامی) را می‌بیند که فقط در فکر شکست‌دادن رقبای خویش است. چل‌گیس به حسن می‌گوید برای نجات‌دادن او بایستی شیشه‌ی عمر دیو را بشکند. حسن از سر خلوص و عشق می‌پذیرد عمرش را بدهد تا چل‌گیس آزاد شود. دیو که فداکاری حسن را می‌بیند از گرفتن جان او صرف‌نظر می‌کند. همزاد حسن با گفتن «بسم‌الله» غیب می‌شود و حسن و چل‌گیس به وصال هم می‌رسند. [عباس بهارلو،‌ فیلم‌شناخت ایران،‌ جدل اول،‌ نشر قطره]

* * *

از «علی حاتمی» در این سایت:
چهار تک‌گویی از فیلم‌های ساختهٔ «علی حاتمی»
شهر، شهر فرنگه، از همه رنگه، خوب تماشا کن!
با صدای «پریسا» از قلب حافظیه تا «سوته‌دلان»
بابا دقمرگ شد و مُرد (با یاد مرتضی احمدی)

در باره «اسنفندیار منفردزاده» در این سایت:
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *