ایرج: درخت دوستی بنشان

ایرج درخت دوستی بنشان

درخت دوستی بنشان
شعر: حافظ
خواننده: ایرج

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن، که رنج بی‌شمار آرد
چو مهمان خراباتی، به عزّت باش با رندان
که دَردِ سَر کِشی جانا! گرت مَستی خُمار آرد
شب صحبت غنیمت دان، که بعد از روزگار ما
بسی گردش کُند گردون، بسی لیل و نهار آرد
عَماری‌دارِ لیلی را که مهدِ ماه در حُکم اس
خدایا! در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای‌دل! وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بُلبل هَزار آرد
خدا را چون دلِ ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که جانش با قرار آرد
درین باغ ار خدا خواهد دگر پیرانه‌سر حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد
ز کار افتاده‌یی ای‌دل! که صد من بارِ غم داری
برو می یک‌مَنی دَر کِش،‌که فی‌الحالت به کار آرد

* *‌ *
قول و غزل «حافظ» در ساز و نوای نغمه‌پردازان

* * *

ایرج: دختر دریا

ایرج دختر دریا

دختر دریا
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

ایرج: منت خدای را

ایرج منت خدای را

منت خدای را
کلام: سعدی
آهنگ: جواد بدیع‌زاده
خواننده: ایرج

مِنّت خدای را عزَّ وَ جَلّ که طاعتش موجبِ قُربَت است و به شُکر اندرش مَزیدِ نعمت. هر نفسی که فرو می‌رود مُمدِّ حیات است و چون بر می‌آید مُفَرِّحِ ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

* * *

ایرج: ناز آفرین

ایرج ناز آفرین

ناز آفرین
شعر عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

چشمانت بر دلم آتش بارد
چون آتش شعله و گرمی دارد
چون ریزد موی زرین بر دوشت
بوی جان خیزد از آن آغوشت

ای رُخت شمع کاشانه‌ام
از تو روشن شود خانه‌ام
سوی شمع رُخت پَر کِشم
پَر بسوزی چو پروانه‌ام

دو چشمت مستی انگیزد
نگاهت خون دل ریزد
رخ ناز آفرین داری
نگاهی آتشین داری
دو چشمت فتنه برخیزد
شرار آرزو ریزد

چون می بُوَد لبهای تو
لبها بُوَد صهبای تو
گیسو ز رخ یک‌سو ز تن
گل بر سر گیسو بزن

* * *
از «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان اسفندیار منفردزاده

* * *

error: Content is protected !!