پوران: یک کلاغ چهل کلاغ

پوران یک کلاغ چهل کلاغ

۱ کلاغ ۴۰ کلاغ
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری

حرفِ دلت‌و به کسی مگو
دهانِ مردُم کی سرپوش داره
دیوار موش داره
موش‌م گوش داره

اگه رازت‌و به اَبر بگی
ابره قصه‌تو به بارون می‌گه
بارون می‌باره به دریا می‌گه
دریا رد می‌شه به صحرا می‌گه
صحرا حرف‌تو به هر جا می‌گه
به درخت می‌گه، به کلاغ می‌گه
یه کلاغ‌و چِل کلاغ می‌شه

پس، حرف‌ِ دلت‌و به کسی مگو
دهانِ مردُم کی سرپوش داره
دیوار موش داره
موش‌م گوش داره

اگه رازت‌و به آفتاب بگی
افتاب می‌تابه به مهتاب می‌گه
مهتاب، آروم آروم به آب می‌گه
آب، تو رودخونه به صحرا می‌گه
صحرا حرفت‌و به هر جا می‌گه
یه کلاغ‌و چِل کلاغ می‌شه

پس، حرف‌ِ دلت‌و به کسی مگو
دهانِ مردُم کی سرپوش داره
دیوار موش داره
موش‌م گوش داره

♫  LP Cover  ♫

* * *

پروین: الماس

پروین الماس

الماس
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: هوشنگ سپهری

ای چشم تو رخشان‌تر از الماس بَدَخشان
ای سینه‌ی سیمین تو آیینه‌ی رَخشان
آورده‌ام الماس بدخشان ز برایت
بستان و بر آن سینه‌ی چو آیینه بنشان
دیشب که به اشک من خندیدی و رفتی
گلهای عشق مرا چیدی و رفتی
من بر تو جوانی را بخشیدم و رفتم
بر من دریغا نبخشیدی و رفتی

تو پریشان‌شده گیسو سر آشنا نداری
غم حال ما نداری
تو مگر خدا نکرده خبر از خدا نداری
دانه دانه اشکم ریزد بر دامانت
قطره قطره می می‌نوشم از چشمانت
دارم چشمی گریان برای تو
لرزد قلبم از نغمه‌های تو

* * *

حسن شجاعی: بهاره، بهاره

حسن شجاعی بهاره بهاره

بهاره، بهاره
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: عبدالصمدی
خواننده: حسن شجاعی

سلام ای باغبانِ‌ گل، بهاره
سلام ای باغبانِ گل دوباره
بخنده غنچه‌ی زیبا به رویم
که صحرای دلم گل در بیاره
بهاره، بهاره
بهاره، بهاره

سلام من، درود من به دختر گل
به شبنم نشسته در برابر گل
سلام من به آسمون پُر ستاره
به غنچه‌ای که صد گره به سینه داره
بهاره، بهاره
بهاره، بهاره

* * *

رامش: پرتو زندگی

رامش پرتو زندگی

پرتو زندگی
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سیروس شهردار
خواننده: رامش

جلوه‌ٔ آرزو در فروغ نگاه تو بینم
پرتو زندگی در دو چشم سیاه تو بینم
ناز لبخندِ گل در لبِ بوسه‌خواه تو بینم
تو از عشقِ سرکش نشاندی بر آتش
وجودِ مرا همچو پروانه
تو آن مستِ نازی، تو آن نغمه‌سازی
که مستم کُنی با ترانه
از تو جز مهربانی جان من آرزویی ندارد
عاشقم بر تو از جان، این دگر گفتگویی ندارد
دختر شهر رؤیا توئی، تو!
بی‌خبر از دلِ‌ ما توئی، تو!
گرچه هستم پریشان‌تر از تار گیسویت
یک گل است و نظرها به سویش
هر دلی می‌کُند آرزویش
ای دل من بیا بگذر از آرزویش

جلوه‌ٔ آرزو در فروغ نگاه تو بینم
پرتو زندگی در دو چشم سیاه تو بینم
ناز لبخندِ گل در لبِ بوسه‌خواه تو بینم
به تار وجودم، تو در تار و پودم
فکندی شررها ز آوایت
تو آن نغمه‌سازی که با دلنوازی
دلم می‌بری با نوایت

پی‌نوشت:
● دسترسی به این نسخه‌‌ از ترانهٔ «پرتو زندگی» به لطف آقای مرتضا نام‌نژاد میسر شد. ایشان که پایه‌گذار و گردانندهٔ صفحهٔ معتبر و مرجع شهر ترانه در اینستاگرام هستند در معرفی این آهنگ و نسخهٔ کامل آن نوشته‌اند:
«در سال ١٣۴۵ «رامش» ترانه‌ای اجرا کرد با نام «پرتو زندگی»؛ با شعری از «عبدالله الفت» و آهنگ فوق‌العاده‌ی «سیروس شهردار». اما تا کنون نسخه‌ی کامل این ترانه منتشر نشده بود و تمام نسخه‌های موجود ۴ دقیقه‌ی نخست از این ترانه‌ی هشت دقیقه‌ای را ندارند. این در حالی‌است که اُورتور (پیش‌درآمد) این ترانه به تنهایی یک شاهکار است. متاسفانه هنوز عده‌ای به نقش مهم پیش‌درآمد در آماده‌سازی ذهن برای شنیدن متن ترانه‌ واقف نیستند، و حتی دیده شده که گاهی شنونده، پیش‌درآمد را با دور تند رد می‌کند تا به صدای خواننده برسد!»

صفحه‌ٔ اینستاگرام شهر ترانه را در اینجا ببنید.

* * *

مرضیه: داد دل

مرضیه داد دل

داد دل
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

آمده‌ام سیر گل و سبزه کُنم بهانه
دستت بگیرم سوی صحرا بشوم روانه
گُلبنِ باران‌دیده
سبزه‌ی نو روییده
بزم طرب بهر تو چیده
لاله‌ی صحرا باده
کرده به جام آماده
شاهدِ گُل چهره گشاده

شکوفا شده گل بهر تماشای من و تو
نباشد ز چه در پای گلی جای من و تو
چرا رو ننمایی چو گلهای بهاری
غمین از جه نشستی؟ غم از دست که داری؟
تو را جلوه‌ی رخسار و جمال است و جوانی
که خوش باشی و دادِ دل ز دنیا بستانی

تو دلکش‌تر و شیرین‌تر از آنی
که یک لحظه به تلخی گذرانی
چرا ارزش یاری نشناسی
چرا قدر مُحبت تو ندانی
. . .

* * *

ایرج: دختر دریا

ایرج دختر دریا

دختر دریا
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

ایرج: ناز آفرین

ایرج ناز آفرین

ناز آفرین
شعر عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

چشمانت بر دلم آتش بارد
چون آتش شعله و گرمی دارد
چون ریزد موی زرین بر دوشت
بوی جان خیزد از آن آغوشت

ای رُخت شمع کاشانه‌ام
از تو روشن شود خانه‌ام
سوی شمع رُخت پَر کِشم
پَر بسوزی چو پروانه‌ام

دو چشمت مستی انگیزد
نگاهت خون دل ریزد
رخ ناز آفرین داری
نگاهی آتشین داری
دو چشمت فتنه برخیزد
شرار آرزو ریزد

چون می بُوَد لبهای تو
لبها بُوَد صهبای تو
گیسو ز رخ یک‌سو ز تن
گل بر سر گیسو بزن

* * *
از «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان اسفندیار منفردزاده

* * *

error: Content is protected !!