آرتوش: نفرین (مجموعه ترانه‌ها)

آرتوش نفرین

نفرین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده:‌ آرتوش

آسمان چشم او آیینه‌ی کیست
آن‌که چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر باد
سرنوشت این جدایی دست او بود

گریه مکُن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما
با غم هم آشنا کرد

چهره‌اش آیینه‌ی کیست
آن‌که با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر
این گناه از دست او بود

ای شکسته‌خاطر من
روزگارت شادمان باد
ای درخت پُر گل من
نوبهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان
سینه‌ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود

آنچه کردی با دل من
قصه‌ی سنگ و سبو بود
من گلی پژمرده بودم
گر تو را صد رنگ و بو بود

♫  LP Cover  ♫

* * *

آرتوش: نیلوفر دریا

آرتوش نیلوفر دریا

نیلوفر دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

ای خوش آن صبحدم که پیراهنش
نرم و لغزان برون شود ز تنش
می‌خزد همچو قو به برکه‌ی آب
برکه صد بوسه گیرد از بدنش
گردنش سیم‌گون و شورافزا
موج‌انگیز و نور پاشیده
مرمر ساق‌های پایش را
دستِ مهتاب تراشیده
گیسوانش به روی شانه‌‌ی آب
چون نیلوفر پراکنده
سینه‌ی پُر کرشمه‌اش چون قو
ز سپیده‌دم آکنده
به سپیدی فسانه‌ای، گویی یاس خوش‌بویی
ای بهشتِ شکوفه‌پرورم، تو مگر اویی؟
ای عشق، ای فسانه‌ی من، جادوی آرزو
بگشا دل او را با این کلید او

♫  LP Cover  ♫

* * *

آرتوش: افسانه قو

آرتوش افسانه قو

افسانه قو
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ« پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

یکی قو آمد از آغوشِ دریا
به سوی ساحلی سرسبز و زیبا
نشست و ناله کرد غمگین و خسته
با اشکِ چشمها شُست آبِ دریا
نوایش، نوایی غم‌افزا
اسیر هیاهوی دریا
من آن قوی گم‌کرده جُفتم
شنیدی تو دریا چه گفتم؟
ندیدی کجا رفت؟
نگفتی چرا رفت؟
تو بوی بی‌وفایی را ندیدی؟
به ساحل جای پایی را ندیدی؟
خروش از سینه‌ی دریا برخاست
که: قو نیلوفر سیمین دریاست
بدین سیمین‌تنی و دلربایی
نگردد او به گرد بی‌وفایی

♫  LP Cover  ♫

* * *

آرتوش: آوایی دیگر

آرتوش آوای دیگر

آوای دیگر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

تو آسمانِ آبیِ پاییز بودی
تو سبزه بودی، باغ عطرآمیز بودی
من شعر غم‌انگیز بودم
غمگین‌تر از پاییز بودم
من خارِ‌ خشکِ سینه‌ی کُهسار بودم
من از برایت مایه‌ی آزار بودم

من می‌روم تا باز رویایی بسازم
تا از برای خویش دنیایی بسازم
دنیای دیگر
رویای دیگر

بعد از این دستت فشارد دستِ دیگر
می‌شوی ساغر به دستِ مستِ دیگر
لیک چو بوسد لبِ دگر تو را
ای بهارم به یاد آور مرا

روزی اگر لب‌های تو بوسیده‌ام
از جام لب‌های تو می نوشیده‌ام
امروز می‌خواهم فراموشم کُنی
با دستِ خود چون شمع خاموشم کُنی

* * *

آرتوش: بوسه بر لبهای خونین

آرتوش بوسه بر لبهای خونین

بوسه بر لبهای خونین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

هربوسه‌ای پژمرده گردد
هر آتشی افسرده گردد
قلبِ من روزی به یادِ تو
چون گلی پژمُرده گردد

هرستاره گریه خواهدکرد
ابر غمگین گریه خواهدکرد
چشم ناز تو در میانِ خوابِ شیرین گریه خواهدکرد
می‌روی، من با دل غمگین می‌زنم بر آن لبِ شیرین
بوسه با لبهای خونین
تو دگر مرا نمی‌خواهی با دو چشم پیر و افسرده
با این چهره‌ی پژمرده
مرگ هم دیگر نمی‌خواهد عاشقی باقلب مُرده

● بر همین آهنگ با شعری دیگر،‌ ویگن ترانه‌ «بازگشت» را خوانده است. (در اینجا بشنوید.)

* * *

آرتوش: بیهوده عشق، بیهوده دل

آرتوش بیهوده عشق بیهوده دل

بیهوده عشق، بیهوده دل
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

بیهوده عشق، بیهوده دل، بیهوده این جستجو
بیهوده من عشق تو را در سینه کردم آرزو
لب تو هر شب بر لبان دگری بود
مویت پریشان بر دامن بستری بود
تو انتظارم بودی، همیشه در کنارم بودی
رفتی، چرا رفتی؟
تو آرزویم بودی، همیشه روبرویم بودی
رفتی، چرا رفتی؟
تو را چو نیلوفرها رو همیشه زیبا دیدم
هر آن گلی که دیدم به یاد تو بوسیدم

* * *

آرتوش: ستاره‌های اشک‌آلود

آرتوش ستاره های اشک آلود

ستاره‌های اشک‌آلود
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

روزی که ما به‌هم رسیدیم
روزی که نام هم شنیدیم
روزی که برای اولین بار
یکدیگر را تازه دیدیم
آن‌روز بالای سرِ ما
خورشید، عشق و شور می‌ریخت
آن‌شب بالایِ سرِ ما
چشمِ ستاره نور می‌ریخت

آن‌ روز، روز آشنایی
امروز هم روز جدایی

خندید لبان ما به روی هم
ما مست شده در آرزوی هم
همچون شراره‌ها افتاده
نگاهِ ما به سوی هم
امشب که بالایِ سرِ ما
ریزد اشکِ ستاره‌ها
لب من و تو می‌سراید
ترانه‌ی جدایی را
انروز روز آشنائی

آن‌ روز، روز آشنایی
امروز هم روز جدایی

* * *

آرتوش: پرستش

آرتوش پرستش

پرستش
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش

به خاطر آور که روزگاری تو را پرستیدم
پس از خدا من ز بی‌قراری تو را پرستیدم

به خاطر آور که اولین شب کجا تو را دیدم
کجا به پای تو گریه کردم، لب تو بوسیدم

ز خدا خواهم که پس از تو در دلِ این شبها
که بمیرم، بی‌تو نبینم روز جدایی را

به خاطر آور که روزگاری تو را پرستیدم
پس از خدا من ز بی‌قراری تو را پرستیدم

* * *

error: Content is protected !!