حکایت ترانه «آنچه گذشت» با صدای مرضیه

تورج نگهبان همایون خرم مرضیه آنچه گذشت

بدون شک بخشی از ترانه‌های ماندگار در حافظه‌ٔ جمعی ما ایرانیان از ساخته‌های تورج نگهبان (ترانه‌سرا)‌ و همایون خرم (آهنگساز) است. ترانه «آنچه گذشت»‌ اولین شعر تورج نگبهان و نخستین آهنگ همایون خرم برای مرضیه بود. اجرای اول این ترانه را بشنوید و داستان چگونگی خلق این اثر را به روایت همایون خرم برگرفته از کتاب خاطرات او بخوانید.

«. . . اولین آهنگی که به خانم مرضیه دادم، آهنگی بود به نام «آنچه گذشت» که مردم و روزنامه‌ها خیلی از آن استقبال کردند. آشنایی من خانم مرضیه از طریق برادر ایشان بود که قبلا با هم در مدرسه علمیه همشاگردی بودیم. [. . .] شعر این ترانه را آقای تورج نگهبان در منزل ما ساختند. اگرچه قرار نبود که خانم مرضیه این آهنگ را اجرا کنند، ولی بر اثر ماجرایی، این آهنگ با دقت و وسواس بسیار، ساخته و توسط ایشان اجرا شد. شعر این آهنگ در بهمن ۱۳۳۵ در شماره نهم «مجلهٔ موزیک ایران» چاپ شد. خاطر نشان می‌کنم که نوازندهٔ آکاردئون آقای «تهرانی»، نوازنده‌ٔ ترومپت آقای «یوسف رشیدی» و نوازندهٔ جاز [درامز] احتمالا آقای «نیکول الوندی» بوده‌اند.» [برگرفته از کتاب:‌ غوغای ستارگان، خاطرات هنری مهندس همایون خرم، انتشارات جاویدان، تهران، چاپ اول ۱۳۸۹، صفحات ۱۱۳ تا ۱۱۵]

نت و شعر ترانه آنچه گذشت مجله موزیک ایران

● پانویس مجله موزیک ایران: 
چون عدهٔ زیادی از خوانندگان مجله برای چاپ آهنگهای آقای مهندس خرم که توسط مرضیه خوانده می‌شود اظهار تمایل کرده‌اند؛ اینک بنا به درخواست آنان آهنگ «آنچه گذشت»‌ در این شماره چاپ گردیده و بعد از این نیز معروفترین آهنگهای ایشان چاپ خواهد شد.

● شرح عکس بالا:
عکس تورج نگهبان و پشت‌نویس آن به خط او و همایون خرم، به یادبود روز ساختن ترانه «آنچه گذشت»‌.
خط بالا: (دستخط تورج نگهبان، ترانه‌سرا)
تقدیم به همایون عزیز گردید ـ تورج ـ ۱۳۳۵/۹/۱
خط پایین: (دستخط همایون خرم، آهنگساز)
یادبود روز پنجشنبه و ترانه«آنچه گذشت!» شاید اثر جاویدانی باشد. امضاء ـ ۱۳۳۵/۹/۱

* * *

در «رهگذر عمر» با ترانه‌های «تورج نگهبان»

تورج نگهبان ترانه سرا

«تورج نگهبان»، در کنار ترانه‌سرایانی چون: رحیم معینی کرمانشاهی، بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا و کریم فکور سرآمد نسل دوم از ترانه‌سرایان معاصر است.

شروع کارش با مهندس «همایون خُرم» بود و ترانه‌هایی که برای «پروین» و «مرضیه» سرود. هر دو از جنوب ایران آمده بودند. این از «اهواز» و آن از «بوشهر». دیداری اتفاقی در تهران و پس از آن رفاقتی گرم در کنار همکاری‌ها و حتی دوران خدمت نظام وظیفه.

خاطرات آن ایام و داستان چند کار مشترک را «همایون خُرم» در کتاب خاطرات هنری خود «غوغای ستارگان» مفصل نوشته است. فرصتی شاید تا خلاصه‌ای از آن‌ها را اینجا بازنویسی کنم.

در اینجا و با یاد او چند ترانه از بیش از هفتصد ترانه‌ای که سروده است را بشنویم. یاد او و یادگارهای ماندگارش یادمان باشد.

حکایت ترانه «بیگانه» (پوران شاپوری)
حکایت ترانه «رهگذر عمر» (داریوش اقبالی)

* * *

در توصیف آن «آتش به جا مانده از کاروان»

نیما یوشیج اجاق سرد

پیشینه‌ی توصیف «مانده بر جا آتشی از کاروانم» از «تورج نگهبان» در ترانه «سوگند» با صدای «ویگن»؛ و «آتشی ز کاروان جدا مانده» از «بیژن ترقی» که «دلکش»‌ خواند شاید به شعر «اجاق سرد» سروده‌ی «نیما یوشیج» برسد. آنجا که می‌گوید: «مانده از شبهای دورا دور / بر مسیر خامُش جنگل / سنگ‌چینی از اجاقی خُرد / اندرو خاکستر سردی»

ادامه خواندن در توصیف آن «آتش به جا مانده از کاروان»

حکایت ترانه‌ی «رهگذار عمر» به روایت «بابک افشار»

داریوش رهگذار عمر

«. . . شعر ترانهٔ «رهگذار عمر» را تورج [نگهبان] گفته بود. مهندس [رضا] قطبی از تلویزیون به ما سفارش داده بود که: «یک آهنگ بسازید با صدای داریوش [اقبالی] برای سریال «رهگذر عمر».» آهنگش را ناصر چشم‌آذر تنظیم کرده بود. داریوش آمد این را خواند. یک کپی روی نوار کاست دادم به او گفتم: «برو تمرین کن، هفتهٔ دیگر بیا ضبط کنیم باید زود آماده بشود بدهیم تلویزیون.»

ادامه خواندن حکایت ترانه‌ی «رهگذار عمر» به روایت «بابک افشار»

حکایت ترانه «بیگانه» به روایت «تورج نگهبان»

عباس شاپوری، پوران شاپوری، انوشیروان روحانی

[. . . قرار بر این شد که آقای عباس شاپوری آهنگی برای پوران درست کند. برای شعر این ترانه قرعهٔ فال به نام من دیوانه زدند. عباس شاپوری اول قهر می‌کرد، نمی‌خواست این کار را بکند. وادارش کردند! بنده هم چند باری فرار کردم . . . «بیگانه» زندگی عباس شاپوری بعد از جدایی او از پوران است. . .]

ادامه خواندن حکایت ترانه «بیگانه» به روایت «تورج نگهبان»

یادمان «سوسن» (قیصر)

سال ۱۳۴۸ است که برای اول بار صدایش به سینما کشیده می‌شود. «ناش ناش نیناش ناش، کلاه مخملی رو باش». شعرش را «تورج نگهبان» گفته و آهنگش را «اسفندیار منفردزاده» مخصوص برای فیلم «قیصر» ساخته است.  ترانه‌ای که «شهرزاد» (کبری سعیدی) در اولین نقش سینمایی خود آن را می‌خواند و می‌رقصد.

ادامه خواندن یادمان «سوسن» (قیصر)

مهستی: بستر غم (گلهای رنگارنگ ۵۴۵)

مهستی بستر غم

بستر غم (گلهای رنگارنگ ۵۴۵)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مهستی

بعد از تو هم در بستر غم می‌توان خفت
بعد از تو هم با دل سخن‌ها می‌توان گفت
بعد از تو هم این سوز هجران
هر گز نمی‌آید به پایان

بی‌تو هم این عشق بی‌فرجام من
شاید که پا بر جا بماند؛ یا نماند
بی‌تو هم دریای بی‌آرام دل
شاید به توفانم کشاند؛ یا براند

من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کُنم
می‌روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کُنم
دل به دریا می‌زنم تا که دل دریا کنم

دل کی شود آزاد از این غم
فریاد از این دل، داد از این غم
جز غم چه بود این عشق رسوا
شد هستی‌ام بر باد از این غم

بعد از تو هم در بستر غم می‌توان خفت
بعد از تو هم با دل سخن‌ها می‌توان گفت
بعد از تو هم این سوز هجران
هر گز نمی‌آید به پایان

من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کُنم
می‌روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کُنم
دل به دریا می‌زنم تا که دل دریا کنم

*‌ * *
یادنامهٔ «همایون خُرم» در سایت «راوی حکایت باقی»

در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *

ویگن: تنهای تنها (سوگند)

ویگن سوگند

تنهای تنها (سوگند)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: ویگن

بر تو و آن خاطرِ آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنه‌آلوده سوگند
بر آن لبخندِ جادویی، بر آن سیمای روشن
کز چشمانِ تو افتاده آتش بر هستیِ من

عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشم‌انتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بی‌تو شبها
در حسرت و جدایی

عاشقی گُم‌کرده ره، بی آشیانم
مانده بر جا آتشی از کاروانم
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دستِ بادِ پاییزی
نشکفته، پَرپَرم کرد

عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشم‌انتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بی‌تو شبها
در حسرت و جدایی

زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دستِ بادِ پاییزی
نشکفته، پَرپَرم کرد

* * *

عارف: بی‌‌تو چکنم!؟

عارف بی تو چکنم

بی‌تو چکنم!؟
کلام: تورج نگهبان / خواننده: عارف
بر آهنگ: علی حسب وداد / عبدالحلیم حافظ

 

سوزد امشب سینه‌ی من، دل چون آیینه‌ی من
ز غم دیرینه‌ی من، زده راهِ‌ جنون دل من به‌خدا
بی‌تو در دنیا چکنم!؟ با دلِ رسوا چکنم!؟
تو بگو تنها چکنم!؟ ز غمت شده خون دل من به‌خدا

اشکِ من شد همرازم، غمِ‌ من شد دمسازم
بی‌تو زین پس ننشیند، بر لبانم آوازم
نَبُوَد ز لبم سخنی
تو بگو، تو بگو، تو بگو تنها چکنم!؟
من به راهت سرگردان، همچو مرغی در توفان
در دلِ‌ کوه و صحرا جویم این گل عشقت را

سوزد امشب سینه‌ی من، دل چون آیینه‌ی من
ز غم دیرینه‌ی من، زده راهِ‌ جنون دل من به‌خدا
بی‌تو در دنیا چکنم!؟ با دلِ رسوا چکنم!؟
تو بگو تنها چکنم!؟ ز غمت شده خون دل من به‌خدا

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *

error: Content is protected !!