در آن سالهای دور که هر کسی دوربین عکاسی نداشت، در مناسبتهای مهمی چون نامزدی و ازدواج، یا تولد فرزند به یکی از عکاسخانههای شهر میرفتند و در کنار هم عکسی به یادگار میگرفتند. اعضای خانوادهٔ «پرویز شاپور» خودش بود، «فروغ فرخزاد» همسرش؛ و «کامیار»، که پسرشان بود و این عکس، یادگاری از آن سالها است. قاعدهٔ عکاسان در ثبت عکسهای خانوادگی این بود که فرزند را در وسط عکس، میان پدر و مادر قرار میدادند. نشان زندگی مشترک مرد و زنی که در طرفین کودک نشستهاند.
«واروژان» آهنگسازی که جایگاهش در مقولهی ترانهی نوین ایران تثبیت شده و یکی از خاطرهسازان برجستهای که بیشک چند ترانه با آهنگهای ساختهی او با خاطراتی از سالهای جوانی ما گره خورده است.. یادش گرامی و به یاد باد.
عباس شاپوری، نوازنده ویلون برای ساختن آهنگ ترانههایی که عزت روحبخش میخواند به منزل او میرفت. در آنجا با پوران که خواهر زادهٔ روحبخش بود آشنا شد و چندی بعد در شانزده سالگی پوران با هم ازدواج کردند. سالی بعد صاحب پسری شدند که نامش را شهریار گذاشتند. این عکس یادگاری از این خانواده سه نفره در آن سالها است.
پوران بعد از جدایی از عباس شاپوری با حبیبالله روشنزاده ـ مفسر ورزشی ـ ازدواج کرد آن دو با هم صاحب دو فرزند به نام «امید» و «آرزو» شدند.
شهریار اما بعد از جدایی پدر و مادرش به لسآنجلس میرود و در آنجا سر از خلاف در میآورد. ناصر رستگارنژاد ـ ترانهسرا ـ در مصاحبهای با رادیو آلمان میگوید: پوران ضمن صحبتهایش با من از پسرش ـ شهریار ـ هم گفت: «هرچه به او گفتم مادرِ تو یک زن مشهوری است. چرا میخواهی اسم من را خراب کنی؟ شهریار رعایت من را بکُن. دیدم دارد بچههای دیگر من را هم که از روشنزاده دارم، خراب میکند. این بود که به او گفتم برای ابد باید بروی و من را دیگر نبینی. رفتم یک مجلس ختم گرفتم. لباس سیاه پوشیدم و به همه گفتم «شهریار مُرده.» همه هم باور کردند.»
امروز (۸ آذر ماه) هشتاد و پنجمین سالروز تولد «آذر پژوهش» از گویندگان پیشکسوت رادیو ایران است. صدای گوشنواز و دلنشین او را از برنامه گلهای رنگارنگ به یاد داریم و دکلمهٔ شعر «پر کن پیاله را» از «فریدون مشیری» با صدای «محمدرضا شجریان». با آرزوهای خوب برای بانو آذر پژوهش.
«سریع زندگی کن، به شدت عشق بورز، جوان بمیر!» (Live Fast, Love Hard, Die Young) نام ترانهای در سبک کانتری (country music) با صدا و سروده فورن یانگ (Faron Young) که در سال ۱۹۵۵ اجرا شد.
در سال ۱۹۷۰ با مرگ «جیمی هندریکس» در ۲۷ سالگی و سال بعد از آن «جنیس چاپلین» که او نیز در ۲۷ سالگی درگذشت شعار موسیقی راک (Rock music) شد.
سبک موسیقی «رامش» البته راک نبود؛ هر چند او این عکس را زیر پلاکادری با همین شعار گرفته است. احتمالا باید از ابتکارات «عکاسی افشین» واقع در نبش جنوبی میدان ولیعهد در آن سالها باشد.
پانویس راوی:
● به جز جیمی هندریکس (James Marshall Hendrix)، جنیس چاپلین (Janis Lyn Joplin) و برایان جونز (Brian Jones)، ایمی واینهاوس (Amy Jade Winehouse) ترانهسرا و خوانندهٔ انگیسی از جمله خوانندگانی بودند که در ۲۷ سالگی درگذشتند. این مرگ و میرها در این سن باعث شد نزد هوادارن و خوانندگان ذهینتی با عنوان «کلوب ۲۷» شکل بگیرد. کرت کوبین (Kurt Donald Cobain) که به گفته مادر و خواهرش همواره از علاقهاش به این کلوپ صحبت میکرد نیز در ۲۷ سالگی به زندگی خود پایان داد.
در آن سالهای دور نه فقط تلفنهای دستی دوربیندار نبود تا در هر زمان و مکان و موقعیتی بتوان عکس گرفت و درجا نتیجه را دید و به رؤیت دیگران رساند؛ که مثل سالهای بعد از آن، هر کسی هم دوربین عکاسی نداشت. پس در مناسبتهای مهمی چون نامزدی و ازدواج، یا تولد فرزند و دیدار با دوست و عزیزی از خانواده که هر از چندی میسر میشد، لباسهای نو بر تن، کفش و کلاه میکردند و به یکی از عکاسخانههای شهر میرفتند و در کنار هم عکسی به یادگار میگرفتند. نمونهاش همین عکس محمدحسین شهریار، با پژمان بختیاری که هر دو شاعر و از دوستان هم بودند. کودک حاضر در عکس به احتمال زیاد مریم دختر کوچکتر استاد شهریار است.
«آرامش در حضور دیگران» نخستین فیلم بلند ناصر تقوایی در سال ۱۳۴۹ بر اساس قصهای به همین نام از کتاب واهمههای بینام و نشان نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است. این فیلم پس از نمایش در جشن هنر شیراز (شهریور ۱۳۴۹) توقیف شد؛ تا در فروردین ۱۳۵۲ که برای چند شب در سینما کاپری تهران به نمایش درآمد اما به خاطر اعتراض جامعۀ پرستاران دوباره از اکران آن جلوگیری شد و پس از آن هرگز اجازۀ نمایش عمومی نگرفت.
در این فیلم از شاعران نامآشنای معاصر نقشهایی را با نام اصلی خود بازی کردهاند. ناصر تقوایی در مورد بازی منوچهر آتشی و محمدعلی سپانلو گفته است:
«وقتی احتیاج به نقش خاصی داری، چه بهتر که بگردی و همان آدمها را در جامعه پیدا کنی و از او فیلم بگیری. این خیلی طبیعیتر است. دروغی هم نیست. بازی کردن آتشی و سپانلو در آرامش در حضور دیگران درست بههمین دلیل است. آنها بهخصوص در آن فصل مربوط به کافه، نقش خودشان را بازی میکنند.»
فصل مورد نظر ناصر تقوایی را برگرفته از فیلم در آرامش دیگران در کلیپ زیر ببینید.
پانویس:
● پرتو نوریاعلاء (بازیگر نقش ملیحه در فیلم) که در آن سال همسر محمدعلی سپانلو بود در بخش ششم کتاب خاطرات خود مینویسد:
«در فیلم آرامش در حضور دیگرانناصر تقوایی قرار شد من و زندهیادان منوچهر آتشی، محمدعلی سپانلو و علی نراقی، مجانی در فیلم او بازی کنیم. محل فیلمبرداری خانۀ قدیمی زندهیاد سیروس طاهباز بود که با همسرش پوران [صلحجو] و پسر نوزادشان در آن زندگی میکردند.
● ● نشان دادن محمدعلی سپانلو در این فیلم به عنوان مردی زنباره و هوسباز، و همچنین منوچهر آتشی به عنوان شاعری خجول و شهرستانی، هر یک به دلیلی جداگانه، بازتاب خوبی در میان بینندگان این فیلم نداشت. بوشهریها که منوچهر آتشی را میپرستیدند، فیلم را ندیده، از بازی کردن آتشی در سینما بسیار خشمگین بودند و او را به باد انتقاد و سخره گرفتند، و بازی سپانلوی شاعر را در نقش مردی زنباره و بیپرنسیب نپسندیدند.
● ● ● متأسفانه در مصاحبهای که از ناصر تقوایی میپرسند «چرا در این فیلم، آتشی و سپانلو، با نامهای واقعی خودشان نقش بازی میکنند؟»، تقوایی گفته بود: (نقل به مضمون) «چون این نقشها کاراکتر واقعیِ خودشان بود.» چنین جوابی، آتش خشم سپانلو را شعلهور کرد تا جایی که مقالۀ بسیار تند و تیزی علیه تقوایی نوشت و منتشر کرد.
امروز (پانزدهم بهمنماه) سالروز تولد «معینی کرمانشاهی» شاعر بخشی از ترانههای ماندگار زمانهی ما است. چند ترانه از سرودههای او که با صدای خوانندگان مختلف همراه با نوای مشهورترین نغمهسازان موسیقی معاصر ایران اجرا شده و به یادگار مانده است را بشنوید. یادش گرامیباد.
رهی معیری را بیشتر با ترانههایی که سروده میشناسند. وقتی میگویی: «رهی معیری»، انگار گفته باشی: «دیدی که رسوا شد دلم» مرضیه، «بهکنارم بنشین» دلکش، «خزان عشق» جواد بدیعزاده و «من از روز ازل دیوانه بودم» غلامحسین بنان.
برای بسیاری از ما نام ترانهی «نماز»، یادآور اجرای آن توسط. دو خوانندهی نامآشناست. یکی «فریدون فروغی»؛ و دیگری با صدایی که بهقول شهیار قنبری ـ سرایندهی شعر ترانهی نماز ـ مثل هیچ صدایی نیست. صدای رامش.