بایگانی دسته: حکایت سروده‌ها

نیمایوشیج: تو را من چشم در راهم (مجموعه ترانه‌ها)

از مشهورترین اشعار نیمایوشیج یکی هم سرودهٔ «تو را من چشم در راهم» است. تقریبا در تمام شعرخوانی‌ از سروده‌های نیما که به بازار آمده است خوانش این شعر وجود دارد. جملهٔ «تو را من چشم در راهم» را بر تابلوهای هشدار به رانندگان در خروجی بزرگراه‌های اغلب شهرهای ایران دیده‌ایم. و شاید حتی بر شیشه و سپر پشت اتوبوس‌های مسافربر‌ و کامیون‌های باربری. از این‌روست که این جمله، و آن شعر برای بسیاری از ما آشنا است.

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) همیشه غایب: فریدون فروغی

همیشه غایب
دکلمه و شعر: شهیار قنبری
آهنگ: ویلیام خنو
تنظیم آهنگ: واروژان
ترانه‌خوان: فریدون فروغی
این دکلمه ترانه در ساند کلود [+]

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «نفرین‌نامه» به روایت «بابک افشار»

داریوش نفرین نامه

نفرین‌نامه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: منوچهر چشم‌آذر
خواننده: داریوش اقبالی

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) بوی خوب گندم: داریوش اقبالی

شهیار قنبری بوی گندم

بوی خوب گندم
شعر و دکلمه: شهیار قنبری
آهنگ و تنظیم: واروژان
ترانه‌خوان: داریوش اقبالی
این دکلمه ترانه در ساندکلود [+]

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) نجواها: فرهاد مهراد

نجواها
دکلمه و شعر
: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
ترانه‌خوان: فرهاد مهراد
این دکلمه ترانه در ساند کلود [+]

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) بالای نی: داریوش اقبالی

شهیار قنبری بالای نی

شعر و دکلمه: شهیار قنبری
آهنگ ترانه از: محمد زمانی
تنظیم آهنگ: عبدی یمینی
ترانه‌خوان: داریوش اقبالی
این دکلمه ترانه در ساند کلود [+]

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانه‌سرود «خون ارغوان‌ها»

همانطور که می‌دانید بر وزن شعر ترانۀ «نوای چوپان» و ملودی آهنگ آن [+]، سال‌ها پیش ترانه‌سرودی ساخته شد که بیشتر در جمع گروهی از زندانیان سیاسی خوانده می‌شد. سرودی که بعدها در مجموعه‌ای با نام «آفتاب‌کاران جنگل» به‌شکل نوار کاست در اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «رهگذار عمر» به روایت «بابک افشار»

داریوش رهگذار عمر

«. . . شعر ترانهٔ «رهگذار عمر» را تورج [نگهبان] گفته بود. مهندس [رضا] قطبی از تلویزیون به ما سفارش داده بود که: «یک آهنگ بسازید با صدای داریوش [اقبالی] برای سریال «رهگذر عمر».» آهنگش را ناصر چشم‌آذر تنظیم کرده بود. داریوش آمد این را خواند. یک کپی روی نوار کاست دادم به او گفتم: «برو تمرین کن، هفتهٔ دیگر بیا ضبط کنیم باید زود آماده بشود بدهیم تلویزیون.»

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «بیگانه» به روایت «تورج نگهبان»

[. . . قرار بر این شد که آقای عباس شاپوری آهنگی برای پوران درست کند. برای شعر این ترانه قرعهٔ فال به نام من دیوانه زدند. عباس شاپوری اول قهر می‌کرد، نمی‌خواست این کار را بکند. وادارش کردند! بنده هم چند باری فرار کردم . . . «بیگانه» زندگی عباس شاپوری بعد از جدایی او از پوران است. . .]

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «کعبهٔ دلها» به روایت «بیژن ترقی» و «الهه»

الهه کعبه دلها

«. . . این رقت طبع مرحوم حبیب‌الله بدیعی و سوز درونش مرا یاد صحنه‌ای از منظومه‌ی «نظامی» انداخت که پدر مجنون میاد به مجنون میگه: «آقا!‌ بیا بریم به خانه‌ی کعبه و از خداوند بخواه که این عشق را از تو بگیره.» و او [مجنون] میره و از خدا می‌خواد که: «عشق منو زیاد کُن و افزون کُن و . . .» و این شعر را آغاز کردم: چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه‌ی کعبه ـ دل بشکسته را می‌برم به خانه‌ی کعبه . . .»

ادامه‌ی خواندن