« . . . من هم هر روز صبح که میرسیدم اول میرفتم پیشانی علی را ماچ میکردم و میپرسیدم: «علیجان آمادهای؟» میگفت: «آره»، اما دیگر توان نداشت. یادم میآید یک سکانسی را در شب میگرفتیم که مادر «تختی» باید فارغ میشد و چون زایمان سختی داشت و بچه به دنیا نمیآمد، باید میرفتم سقاخانهی رو بهروی خانهام و نذر و نیاز و دعا میکردم.»
برچسب: یادداشتهای راوی
پرویز ناتل خانلری: پیشینه و متن شعر «عقاب» (صدای شاعر)
دکتر پرویز ناتل خانلری در مقام شاعر بیشتر با شعر عقاب که به صادق هدایت تقدیم شده بود بهیاد میآوریم. قصیدهی عقاب در ۸۱ بیت، دو ماه بعد از سرایش آن در نشریهی مهر بهچاپ رسید. (مجله مهر، آبان ۱۳۲۱، سال هفتم، شماره ۲، صفحه ۱۰۹ تا ۱۱۲)
ادامه خواندن پرویز ناتل خانلری: پیشینه و متن شعر «عقاب» (صدای شاعر)
یادی از فخری نیکزاد در اولین سالگشت درگذشت او
برنامهی «ساقینامه در ادب پارسی» در دهه پنجاه خورشیدی بهصورت هفتگی روزهای جمعه از تلویزیون ملی ایران پخش میشد. تهیه کنندهی این برنامه بهمن بوستان و مجری فخری نیکزاد است. در این برنامه هنرمندانی چون کامران داروغه (کمانچه)، منصور نریمان (عود)، محمد موسوی (نی)، محمود فرهنمد (تمبک) و محمدرضا شجریان (خواننده آواز) حضور دارند. از این برنامه که به «هفت شهر عشق» هم معروف بود ۱۸ قسمت پخش شده است.
● فایل شنیداری در این صفحه برگرفته و تبدیلشده از نسخهی تصویری این برنامه در کانال خصوصی در یوتیوپ است. ویدیوی برنامه را در اینجا ببینید.
* * *
«سنگ صبور» بهروایت «صادق هدایت» با صدای «بهروز وثوقی»
امروز (۲۰ اسفند ماه) سالروز تولد «بهروز وثوقی» است. بازیگری که تواناییاش در هنر دوبله و صدا پیشگی هم کم از نفشآفرینیهایش در سینما نیست. او چند سال پیش در همراهی با ایدهای از «اسفندیار منفردزاده» چند داستان کوتاه از نویسندگان معاصر را خواند که «قصهی سنگ صبور» از صادق هدایت یکی از آنها بود. با شادباش و آرزوهای خوب برای او.
ادامه خواندن «سنگ صبور» بهروایت «صادق هدایت» با صدای «بهروز وثوقی»
خندهی «الهه» در فیلم «مردی که رنج میبرد»
سال ۱۳۳۶ فیلمی به نام «مردی که رنج میبرد» نمایش داده شد که سناریست، کارگردان و بازیگر نقش اول آن محمدعلی جعفری و بازیگر مقابل او ایرن بود. در این فیلم بنا به ذائقه تماشاگران آن زمان چند صحنه آواز خوانی هم گنجانده شده بود. در یکی از صحنهها الهه خوانندهی مشهور آن سالها ترانه «خنده، خنده» را با شعری از کریم فکور اجرا میکند. نکته جالب و قابل توجه در این صحنه حضور مجید وفادار ـ آهنگساز این ترانه ـ در حال نواختن ویلون است.
یادداشت راوی:
● در فیلم «مردی که رنج میبرد» همچنین ترانهای با عنوان «نالهها» بر اساس شعر «افسانه تلخ» سرودهی فروغ فرخزاد با صدای الهه و مینو جوان اجرا میشد. در بارهی این ترانه و آن اجرا [اینجا را ببینید.]
● در این فیلم صحنهای دیدنی با دکور و ایدهای مبتکرانه از تنبکنوازی استاد حسین تهرانی هم وجود دارد که میتوانید [در اینجا ببینید.]
* * *
«حسین تهرانی» در فیلم «مردی که رنج میبرد»
فیلم «مردی که رنج میبرد» اولین ساختهی سینمایی «محمدعلی جعفری» است که در سال ۱۳۳۶ به نمایش در آمد. فیلمنامه، کارگردانی و بازی نقش اول این فیلم هم با خود محمدعلی جعفری بود. در این فیلم بنا به ذائقهی تماشاچیهای آن زمان چند صحنه آوازخوانی هم گنجانده شده است. در یکی از این صحنهها هم استاد حسین تهرانی قطعهای را با تنبک همنواز و اجرا میکند.
نکتهی قابل توجه در این صحنه اول: دکور عظیمی به شکل تنبک که هفت نفر در آن جا گرفته و متحرک است؛ و بعد، ابتکار سوزاندن پوستهی تنبک با مشعل و نمایان شدن نوازندگان در برابر تماشاگران است. با توجه به امکانات فیلمسازی در سال ۱۳۳۶ این ایدهای نو و کاری بس شگفتانگیز به حساب میآید.
● در باره حسین تهرانی: «در خلوت غم» با صدای مرضیه
* * *
کجایی پاییزی؟ (ترانهای برای آذر شیوا)
کجایی پاییزی؟ (ترانهای برای آذر شیوا)
به احترام همه زنان سینمای ایران، از روحانگیز سامینژاد تا امروز
از نمایشنامه «آدامسخوانی»
کلام: محمد رحمانیان
آهنگ: امیر عظیمی
خواننده: اشکان خطیبی
ستارهای گم شد، کبوتری پر زد
یکی کلاکت [Claquette] رو پلانِ [Plan] آخر زد
حالا تو تنهایی، خُرد و خراب و مست
یکی تو رو کات [Cut] کرد، یکی صداتو بست
سلطان قلبهایی جوونی تا پیری
اما مثل درخت، ایستاده میمیری
تو فیلم روسپی که دلها رو میبُردی
با قائممقامی و بیک ایمانوردی
من عاشقت بودم درست مثل فردین
با گریه میگفتی: «همهتون نامردین!»
اما تو جا موندی تو نوبتِ اکران
صدای هَپیاِند [Happy end] میاد روی پایان
کجای پاییزی تو مهرِ بیپروا؟
آبانِ پُر لُکنت؟ یا آذرِ شیوا؟
ارجاعات ترانه:
● فیلم سلطان قلبها / کارگردان و بازیگر: محمدعلی فردین
● فیلم درختان ایستاده میمیرند / کارگردان: امیر شروان
● فیلم روسپی / کارگردان: عباس شباویز / بازیگران: جواد قائممقامی / رضا بیکایمانوردی
یاداشت و توضیح راوی:
در توضیح این شعر و ترانه نخست باید از فرح سلطانی نقاش معاصر بگوییم و ۲۲ تابلو نقاشیهای او که ترکیبی از بستهبندی آدامسهای قدیمی با فریمهای انسانی با هدف برانگیختن حس نوستالژیک در بیننده است.
او در مصاحبهای گفته است: «آدامس چیزی است که برای همه ما در دسترس است و همه ما در مقطعی از زندگیمان و در کودکی از جویدن آن لذت میبردیم. در مسیر فکر کردن به گذشته و نوستالژیهایش به این هم فکر کردم که ما همیشه از این دوران با عنوانهایی مثل «طعم کودکی» و «طعم لحظهها» یاد میکنیم. با این حساب آدامس میتوانست موضوع خوبی برای این مجموعه نقاشیها باشد، چون هم طعم دارد و هم بو و نشانهای از لحظههایی است که همه ما در دوران کودکی داشتهایم. بنابراین این مجموعه را «طعم نوستالژی کودکی من» نامگذاری کردم.»
بعد از فرح سلطانی نقاش به محمد رحمانیان نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر میرسیم. او در نمایشگاهی از کارهای فرح سلطانی با دیدن تابلو نقاشیهای آدامسِ او به این ایده میرسد نمایشنامهای بنویسد که ماجراهای آن به «آدامس» مربوط یا ختم شود و در زمان روایت آن ماجرا توسط بازیگران، اسلایدی از این نقاشیها هم در پسزمینهی صحنه به نمایش در آید. تئاتری که با نام «آدامسخوانی» در مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به روی صحنه رفت. یکی از اپیزودهای این نمایش به ماجرای آدامسفروشی آذر شیوا بازیگر سینمای ایران بود.
آذر شیوا در سال ۱۳۴۹ در حرکتی اعتراضی به ابتذال در فیلمهای فارسی، مقابل دانشگاه تهران به فروش آدامس پرداخت. ماجرای او به روزنامهها کشیده شد و خبرنگاران، از اهالی سینمای ایران دربارهی این موضوع نظرخواهی کردند، بسیاری از دستاندرکاران سینما اعترض او را به این شیوه نوعی بازی تبلیغاتی دانستند. حرکت آذر شیوا اما تبلیغاتی نبود. او عطای بازیگری را به لقای فیلمفارسیسازان بخشید و برای همیشه از سینمای ایران دور شد تا جایی که سالهای بعد حتی از ایران مهاجرت کرد و در فرانسه اقامت گزید.
مهتاب نصیرپور که در این نمایش نقش آذر شیوا را ایفا میکرد در مصاحبهای گفته است: «بخشی از تاریخ سینمای ما با حضور آذر شیوا رقم میخورد و اعتراضی که او به شرایط سینما در دهه ۵۰ کرده است. تلاش ما این بوده که در این نمایش با نام بردن از آذر شیوا به او، و امثال این هنرمند نشان دهیم نسل جوان بعد از انقلاب هم به یاد آنها هستند.»
● پادکستی شنیدنی در بارهی زندگی هنری و شخصیت آذر شیوا [در اینجا بشنوید.]
● ویدیوی ترانه همراه با صحنههایی از فیلمهای آذر شیوا را [اینجا در یوتیوپ ببینید.]
* * *
ترانهشناسی «نلی»
«نلی» حالا بانویی ۶۸ ساله است. ولی هنوز هم وقتی نامش به میان میآید چهرهی او شبیه به دختر دبیرستانیهای همان سالها در نظرمان جلوه میکند. بیش از چهار دهه میشود ترانهای از او شنیده یا خودش در مجلس و محلفی دیده نشده است. با آروزی اینکه در هر جای این جهان و به هر کاری که مشغول است تندرست و موفق باشد، ترانههای به جا مانده از سالهای فعالیت او را در این مجموعه جمع کردم تا به یادگار بماند.
یادنامهی دکتر محمد جعفر محجوب
امروز (۲۷ بهمنماه) سالروز درگذشت «دکتر محمدجعفر محجوب»، نویسنده، پژوهشگر و صاحبنظر در فرهنگ و ادب عامه است. مجموعهای شنیداری با صدای او را در تفسیر داستانهای شاهنامه فرودسی، مثنوی مولوی و منطقالطیر فریدالدین عطار بشنوید. یادش ارجمند و گرامیباد.
● داستانهای شاهنامه در ۳۱ گفتار
● داستان «رستم و سهراب» در ۱۶ گفتار
● داستان «رستم و اسفندیار» در ۲۱ گفتار
● شرح و تفسیر چند غزل و اشاره از «حافظ»
● شرح و تفسیر «منطقالطیر» از «عطار نیشابوری»
● تاریخچه شعر «قلب مادر» سرودهی «ایرج میرزا»
● حریم حرمت آتش (گفتاری در باره شب چهارشنبهسوری)
● داستان «طوطی و بازرگان» و «پیر چنگی» (مثنوی معنوی)
* * *
غزل آواز (ترانهسرودههای جنتیعطایی با صدای ابی)
کرنولوژیکال در معنا یعنی کارنامهی عملکرد شخص در سالهای گذشته و مرور فعالیتهایش در دوران کاری او. نوعی «یادکارنامه» و نمونهی مثالش ترانهی غزلِ آواز با آهنگ و صدای دامون نوردین که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد و در آن یاشار هاشمزاده (ترانهسرا) از کارهای مشترک و ماندگار ایرج جنتیعطایی و ابراهیم حامدی (ابی) نام میبرد. ترانهها را به ترتیبی که در متن شعر نام برده شده بشنوید.
غزلِ آواز
ترانهسرا: یاشار هاشمزاده
خواننده و آهنگساز: دامون نوردین
وقتی خورجینِ ترانه
پُرِ کندوی عسل بود
واژهواژه، زندگیمون
عاشقانه و غزل بود
این روزا صدا، صدا نیست
میشه به ترانه شک کرد
باید اون خاطرهها رُ
روی پوستِ شیر، حَک کرد
رو تنِ درختِ زخمی
مرهمِ ترانهها کو؟
برای مولای سبزپوش
بالِ پروازِ صدا کو؟
واسه تکرارِ یه تاریخ
به رهایی بگو آره
تو بذار شبگریههامون
خاطره بشن دوباره
به سایهها چیزی بگو
طلوع کن و گریه نکن
وقتی تو گریه میکنی
میشکنه بغضِ میکروفن
وقتی زندگی مرورِ
لحظههای عاشقی بود
سبدِ” خاتونِ قصه
پُر عطرِ رازقی بود
خونه و خاطره لبریز
از ترانه و صدا شد
تپشِ قلبِ یه تندیس
آخرِ قصهی ما شد
با ستارههای سُربی
شبِ ما خاکستری نیست
از همین ترانه راهی
تا شبِ نیلوفری نیست
تو چی هستی که کلامت
هنوزم تاجِ ترانهس
شبِ غوغای سکوتت
شبِ تاراجِ ترانهس
دوباره بوسه بر ماه و
دوباره حسرتِ پرواز
صدام کردی که برگردم
به جشنِ یک غزلآواز
مثلِ پروانهای در مُشت
شبُ همغُصهی من کن
سکوتُ دستِ برگشتن
صدا رُ پایِ رفتن کن
گُلِ سرخُ بچین وقتی
سیاهپوشا رُ میبینی
تحمل کن! بخون از نو
که تو سایه نمیشینی
● ویدیو کلیپی از این ترانه را هم در «یوتیوپ» ببینید.
* * *
● یادکارنامه (کرنولوژیکال) «بهروز وثوقی»
● یادکارنامه (کرنولوژیکال) «علی حاتمی»
● یادکارنامه (کرنولوژیکال) «بهرام بیضایی»
● یادکارنامه (کرنولوژیکال) «ایرج جنتیعطایی» و «ابی»
* * *