محمود استادمحمد: نمایشنامه آسید کاظم

محمود استاد محمد

محمود استادمحمد را اکثر ما با ایفای نقش «خر» در نمایشنامۀ «شهر قصه» می‌شناسیم. حال اینکه او خود نیز نویسنده و از کارگردان‌های مطرح تئاتر است اولین کار نمایشی او «آسیدکاظم» نام داشت که اولین نمایش آن در دی‌ماه سال ۱۳۵۰ بود.

فضای نمایش آسید کاظم، قهوه‌خانه‌ای در جنوب شهر تهران آن روزها بود، و زبان گفتار بازیگران، برگرفته از زبان مردم کوچه و بازار و محور نمایش را بازی «تُرنا» که یکی از بازی‌های سنتی قهوه‌خانه‌های تهران در ماه رمضان بود و هست، شکل می‌داد.

ادامه خواندن محمود استادمحمد: نمایشنامه آسید کاظم

«فروغ» جوان و دل ساده‌ی دختران

نقاشی های فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد را اکثر ما به عنوان شاعر می‌شناسیم و بعد «فروغ فیلم‌ساز» که مستند «خانه سیاه است» را ساخته است. در کنار این دو ویژگی ـ یعنی شاعرِ فیلمساز، و کارگردان فیلمی که بیشتر شعر بود ـ ما «فروغ نقاش» را هم داریم. گرچه این جنبه از شخصیت هنری او آنچنان و چندان قوی و شناخته شده نبوده و نیست.

از او که نقاشی را در کلاس‌های «علی‌اصغر پُتگر» آموخته بود، چند تابلوی رنگ و روغن باقی مانده است و چندین طرح که سردستی با مداد گوشه‌‌ای از کاغذ زیر دستش نقش زده است.

امروز (۳۱ تیر ماه) این طرح از فروغ فرخزاد ۷۰ ساله می‌شود. او در آن دو خط شعر نه چندان پخته و خام، از «دلِ ساده‌ی دخترانِ جوان» می‌گوید که می‌توان با «عطر و گلی» از آنها دلجویی کرد. فروغ در آن زمان ۲۱ ساله بود. سه ماه بعد، او رسما از همسرش پرویز شاپور جدا شد.

* * *
یادنامهٔ «فروغ فرخزاد» در این سایت

* * *

حکایت ترانه «آنچه گذشت» با صدای مرضیه

تورج نگهبان همایون خرم مرضیه آنچه گذشت

بدون شک بخشی از ترانه‌های ماندگار در حافظه‌ٔ جمعی ما ایرانیان از ساخته‌های تورج نگهبان (ترانه‌سرا)‌ و همایون خرم (آهنگساز) است. ترانه «آنچه گذشت»‌ اولین شعر تورج نگبهان و نخستین آهنگ همایون خرم برای مرضیه بود. اجرای اول این ترانه را بشنوید و داستان چگونگی خلق این اثر را به روایت همایون خرم برگرفته از کتاب خاطرات او بخوانید.

«. . . اولین آهنگی که به خانم مرضیه دادم، آهنگی بود به نام «آنچه گذشت» که مردم و روزنامه‌ها خیلی از آن استقبال کردند. آشنایی من خانم مرضیه از طریق برادر ایشان بود که قبلا با هم در مدرسه علمیه همشاگردی بودیم. [. . .] شعر این ترانه را آقای تورج نگهبان در منزل ما ساختند. اگرچه قرار نبود که خانم مرضیه این آهنگ را اجرا کنند، ولی بر اثر ماجرایی، این آهنگ با دقت و وسواس بسیار، ساخته و توسط ایشان اجرا شد. شعر این آهنگ در بهمن ۱۳۳۵ در شماره نهم «مجلهٔ موزیک ایران» چاپ شد. خاطر نشان می‌کنم که نوازندهٔ آکاردئون آقای «تهرانی»، نوازنده‌ٔ ترومپت آقای «یوسف رشیدی» و نوازندهٔ جاز [درامز] احتمالا آقای «نیکول الوندی» بوده‌اند.» [برگرفته از کتاب:‌ غوغای ستارگان، خاطرات هنری مهندس همایون خرم، انتشارات جاویدان، تهران، چاپ اول ۱۳۸۹، صفحات ۱۱۳ تا ۱۱۵]

نت و شعر ترانه آنچه گذشت مجله موزیک ایران

● پانویس مجله موزیک ایران: 
چون عدهٔ زیادی از خوانندگان مجله برای چاپ آهنگهای آقای مهندس خرم که توسط مرضیه خوانده می‌شود اظهار تمایل کرده‌اند؛ اینک بنا به درخواست آنان آهنگ «آنچه گذشت»‌ در این شماره چاپ گردیده و بعد از این نیز معروفترین آهنگهای ایشان چاپ خواهد شد.

● شرح عکس بالا:
عکس تورج نگهبان و پشت‌نویس آن به خط او و همایون خرم، به یادبود روز ساختن ترانه «آنچه گذشت»‌.
خط بالا: (دستخط تورج نگهبان، ترانه‌سرا)
تقدیم به همایون عزیز گردید ـ تورج ـ ۱۳۳۵/۹/۱
خط پایین: (دستخط همایون خرم، آهنگساز)
یادبود روز پنجشنبه و ترانه«آنچه گذشت!» شاید اثر جاویدانی باشد. امضاء ـ ۱۳۳۵/۹/۱

* * *

یادی از «کارو» شاعر کتاب «شکست سکوت»

کارو بر سنگ مزار

«کارو» را در نوجوانی شناختم. سالهای اول دبیرستان. روزهایی در هفته در پایان ساعات درس، چند نفر از کلاس‌بالایی‌ها در یکی از کلاسها جمع می‌شدند و شعر دکلمه می‌کردند. یکی‌ هم بود که کم و کاست کارشان را می‌گفت. بلدترین‌شان از بَر می‌خواند و بلندترین شعری که آنجا شنیدم «هذیان یک مسلول» بود. حکایت جوانی مبتلا به سل در آخرین ساعات عمر که به دیدار مادرش می‌رود و با او از حسرت و آرزومندی‌هایش می‌گوید. گفتند نام شاعرش «کارو» است. فردایش رفتم که کتاب شعرش را بخرم. کتابفروش گفت:‌ «کتابش سیاسی و ممنوعه است. سخت گیر میاد.» گیر آوردم. از دست‌فروشی‌هایی که کنار خیابان بساط می‌کنند. کتابی که روی جلد سرخابی رنگ نازکش به خط نستعلیق نوشته شده بود «شکست سکوت»
در آن سن و سال «به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر، با شادی /که تا بیرون کشم از قعر ظلمت، نعش آزادی» را شعر سیاسی می‌دانستم. ممنوعه‌ بودنش هم لابد برای شعری بود که «کفرنامه» نام داشت.
کمی بعدتر دانستم که برادر ویگن خواننده است و شعر ترانه‌ای که در پایان برنامهٔ داستانهای شب رادیو می‌شنویم از اوست.
در جوانسالی‌ام اتفاق افتاد که یکی دو بار «کارو» را از نزدیک ببینم که آن داستانش جداست و بماند برای وقتی دیگر. امروز (۲۷ تیر ماه) در سالگرد درگذشت او یادم آمد از شعر «بر سنگ مزار» سروده‌ی او که در آن کتاب جلد سرخابی خوانده بودم و این اواخر در اینترنت دیدم خودش آن را دکلمه می‌کند. با حرکات دست و چرخش سر و شانه و در هم کشیدن خطوط صورت. و یادم آمد از آن جمع که در پایان ساعات مدرسه، شعرها را کم‌وبیش با همین حالت دکلمه می‌کردند. یاد آن روزها بخیر و یاد «کارو» شاد و به یاد باد.

 

بر سنگِ مزار . . .

الا ای رهگذر! منگر چنین بیگانه بر گورم
چه می‌خواهی؟ چه می‌جویی، در این کاشانه‌ی عورم؟
چسان گویم؟ چسان گریم حدیث قلب رنجورم؟
از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردن
نمی‌دانی! چه می‌دانی، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه‌ی فقر است و من زندانی زورم!
کجا می‌خواستم مُردن!؟ حقیقت کرد مجبورم

چه شبها تا سحر عریان، به سوز فقر لرزیدم
چه ساعتها که سرگردان، به ساز مرگ رقصیدم
از این دوران آفت‌زا، چه آفتها که من دیدم
سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان
هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم
فتادم در شب ظلمت، به قعر خاک، پوسیدم
ز بس‌که با لب محنت،‌ زمین فقر بوسیدم

کنون کز خاک غم پُر گشته این صد پاره دامانم
چه می‌پرسی که چون مُردم؟ چسان پاشیده شد جانم؟
چرا بیهوده این افسانه‌های کهنه برخوانم؟
ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهری
که خون دیده، آبم کرد و خاک مُرده‌ها، نانم
همان دهری که بایستی به سندان کوفت دندانم
به جرم این‌که انسان بودم و می‌گفتم : انسانم

ستم، خونم بنوشید و بکوبیدم به بدمستی
وجودم حرف بیجائی شد اندر مکتب هستی
شکست و خرد شد، افسانه شد، روزم به صد پستی
کنون . . . ای رهگذر! در قلب این سرمای سرگردان
برای خدمتم ناچیز کن، آزاده گر هستی
به جای گریه، بر قبرم بکن با خون دل دستی:
که تنها قسمتش زنجیر بود، از عالم هستی

نه غمخواری، نه دلداری، نه کس بودم در این دنیا
در عمق سینه‌ی زحمت، نفس بودم در این دنیا
همه بازیچه‌ی پول و هوس بودم در این دنیا
پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا
به شبهای سکوت کاروان تیره بختی‌ها
سرا پا نغمه‌ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا
به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر، با شادی
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت، نعش آزادی

از مجموعه اشعار «شکستِ سکوت»

* * *

هفتاد سالگی «افق روشن» سروده احمد شاملو

فروغ فرخزاد پرویز شاپور کامیار

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت

احمد شاملو «افق روشن» را ۷۰ سال پیش در چنین روزی (پنجم تیرماه ۱۳۳۴) برای کامیار شاپور سرود. کامیار، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، و در آن سال پسرکی ۳ ساله بود. یادشان شاد و یادمان باشد. (افق روشن را در اینجا بخوانید.)

* * *

فاطمه اختصاری: ۲۸ (تهران)

فاطمه اختصاری این شهر خسته را به شما می سپارمش

فاطمه اختصاری از شاعران مطرح غزل پست مدرن در ایران است. «بیست و هشت» که با نام «تهران» هم شناخته می‌شود در مجموعه اشعار «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یارگاری» [نشر نیماژ ۱۳۹۴] به چاپ رسیده است. این شعر بعد از انتشار در اجرایی با صدای شادی امینی شناخته‌تر شد و مورد توجه قرار گرفت. در فایل شنیداری زیر اجرای ترانه‌ای و کلیپی از خوانش این سروده را با صدای فاطمه اختصاری در گفتگوی او با فرشته ملک‌فرنود در اینستاگرام بشنوید و ببینید.

 

بیست و هشت
(تهران)

تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوب
تهران و خطّ متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

تهرانِ سکته کرده‌ی از هر دو پا فلج
تهرانِ وصله‌پینه شده با خطوط کج
تهرانِ تاهمیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطل‌های سوخته‌ی انقلاب را
بر سنگ‌فرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

من خِشّ و خِشّ ِ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه‌ی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

بلوار پر درخت «ولیعصر» تا «ونک»
نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پُفک
کابوس‌های هر شبه از درد مشترک
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

تنهایی‌ام نشسته میان اتاق‌ها
بر بیست‌و‌هشت سالگی‌ام جای داغ‌ها
گریه نمی‌کُنم . . . همه‌ی اتّفاق‌ها
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

* * *

● ویدئوی اجرای شادی امینی در یوتیوپ را (در اینجا ببینید.)
● گفتگوی کامل فاطمه اختصاری و فرشته ملک‌فرنود در اینستاگرام را (در اینجا ببنید.)

* * *

فریدون شبهازیان خاطره‌ساز دوره‌های زندگی ما

فریدون شهبازیان

فریدون شهبازیان موسیقی‌دان، آهنگساز و رهبر ارکستر در همه دوره‌های زندگی اکثر ما حضوری روشن و موثر داشته است. از نوجوانی با آهنگهایی که در کانون پرورش کودکان و نوجوانان بر کلام شاعران معاصر ساخت؛ تا جوانی و میانسالی‌ با موسیقی ترانه‌هایی که امروز برایمان خاطره‌انگیز است و فیلمهایی که با موسیقی متن او همراه بود. یادش شاد و گرامی‌باد.

ترانه‌ها:
با من بمان (ایرج جنتی‌عطایی، عارف)
قصه شهر سکوت (اردلان سرافرز، عارف)
گل گلدون من (فرهاد شیبانی، سیمین غانم)
پُر کن پیاله را (فریدون مشیری، محمدرضا شجریان)

صدای شاعر:
کاشفان فروتن شوکران (سروده و صدای احمد شاملو)

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان:
«آهنگهای محلی» (پری زنگنه ـ ۱۳۵۴)
«غزلیات مولوی» (صدای:‌ احمد شاملو ـ ۱۳۵۱)
«حافظ» (با صدا و به روایت احمد شاملو ـ ۱۳۵۱)
«شعرهای سعدی» (صدای: هوشنگ ابتهاج ـ ۱۳۵۲)
«رباعیات خیام» (صدای: احمد شاملو ـ محمدرضا شجریان ۱۳۵۱)
«شعرهای رودکی» (صدای: منوچهر انور ـ آواز: پری زنگنه ـ ۱۳۵۲)
«شعرهای مهدی اخوان ثالث» (صدای: مهدی اخوان‌ثالث ـ ۱۳۵۲)
«آهو و پرنده‌ها» (نوشته: نیما یوشیج ـ روایت: احمد شاملو ـ ۱۳۵۱)

* * *

یادی از بهجت صدر، فروغ فرخزاد و فریدون رهنما

فروغ فرخزاد بهجت صدر

امروز (۸ خرداد ماه)‌ سالروز تولد بهجت صدر نقاش صاحب سبک معاصر است. در کتابهایی که در معرفی و زندگی فروغ فرخزاد نوشته‌اند نام بهجت صدر به تکرار دیده می‌شود. نخست به عنوان معلم نقاشی فروغ در هنرستان کمال‌الملک (۱۳۲۸) و بعدها دوست صمیمی و نزدیکش. فروغ در سفرش به ایتالیا (۱۳۳۵) تا پیدا کردن خانه‌ای برای اقامت، مهمان و هم‌منزل او بود. سالها بعد (۱۳۶۵) بهجت صدر در یادداشتی نوشت: «چیزی که در زندگی به آن افتخار می‌کنم دوستی‌ام با فروغ بود و ارزش زیادی که برایش قائل بودم.» عکس بالا در آتلیه نقاشی بهجت صدر در تهران برداشته شده. عکاس آن فریدون رهنما (مؤلف و سینماگر)‌ است و دستخط بهجت صدر که نوشته: «من و فروغ در سال ۱۳۴۰، زیر تابلوی من، عکس از فریدون رهنما»

* * *

۸۰ سالگی «امیر نادری»، امیروی سینمای ایران

امیر نادری سینماگر کارگردان

امروز (۷ خرداد ماه) امیروی سینمای ایران ۸۰ ساله می‌شود.
با آرزوهای خوب و قلبی برای امیر نادری گرامی

* * *

«تجربه» خاطره‌نوشته‌ای از امیر نادری (شنیداری)
«خداحافظ رفیق» (فیلم سینمایی) ۱۳۵۰
«تجربه» (کانون پرورش فکری کودکان) کارگردان: عباس کیارسمتی ۱۳۵۲
«ساز دهنی» (کانون پرورش فکری کودکان) ۱۳۵۲
«تنگنا» (فیلم سینمایی) ۱۳۵۲
«انتظار» (کانون پرورش فکری کودکان) ۱۳۵۳
«برنده» (کانون پرورش فکری کودکان) ۱۳۶۲
تصویر «شاه مهدی» [سماکار] به قلم امیر نادری
ترانهٔ «هفته خاکستری» طرح: امیر نادری
ترانه‌ٔ «جمعه»‌ تقدیم به امیر نادری
ترانه «همیشه غایب» تقدیم به امیر نادری

* * *

ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (جعبه‌های موسیقی)

جهانبخش پازوکی

امروز (۴ خرداد ماه) سالروز تولد «جهانبخش پازوکی» است. او از معدود هنرمندانی است که در مقام «سراینده‌ی شعر» و «سازنده‌ی ملودی یا آهنگ» ترانه‌های بسیاری را خلق کرده است. مجموعه‌ای از ۲۹۶ ترانه که شعر و ملودی‌ آنها ساخته‌ی جهانبخش پازوکی است را در لینک‌های زیر بشنوید. با آرزوهای خوب برای این هنرمند خاطره‌ساز در ۸۸ سالگی او.

ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (پوران)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (هایده)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (معین)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (فرزین)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (فرشته)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (منوچهر سخایی)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (هوشمند عقیلی)
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (کامل در یک مجموعه)

* * *

error: Content is protected !!