ماهی
سرودهٔ احمد شاملو (۱۳۳۸)
از مجموعهٔ «باغ آینه»
برچسب: احمد شاملو
دوره میکنیم شب را و روز را (نگاهنگ)
احمد شاملو: یل و اژدها (داستان کودکان)
یل و اژدها
نوشته: آنگل کارالیچف (Anguel Karaliitchev)
ترجمه و راویت: احمد شاملو
نقاشی: اصغر قرهباغی
سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار ـ فروردین ۱۳۶۰
احمد شاملو: زندهباد آب (شعری کودکانه)
چه شد که دوستم داشتند یا «زندهباد آب»
نوشتۀ: ساموئل یاکوولیویچ مارشاک
(۱۸۸۷ ـ ۱۹۶۴)
برگردان: احمد شاملو
انتشارات امیرکبیر
تهران ۱۳۵۶
حکایت آخرین عکسی که از «نیما یوشیج» گرفته نشد!
سابقهٔ مومیامی کردن اندام پادشاهان شاید به زمان فراعنهٔ مصر باستان برسد یا بیشتر. در قرن اخیر قالبگرفتن از سیمای اهل هنر و سیاست با موم یا گچ هم مرسوم شده است. پیشینهٔ تهیهٔ ماسک از چهرهٔ نامآوران در ایران را اما باید در فرصتی جستوجو کرد و نوشت.
احمد شاملو: روزگار غریبیست نازنین! (صدای شاعر)
بسیاری شعر «در این بُنبست» را با بیت ترجیحبند آن «روزگار غریبیست نازنین!» میشناسند. شگفتا که ششصد هفتصد سال پیش از شاملو همین حیرت از وضع روزگار را «حافظ» هم داشته است. «دهانت را میبویند.» (پنهان خورید باده که تعزیر میکنند)؛ «مبادا که گفته باشی دوستت دارم.» (گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید!)، «عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند.» (ناموس عشق و رونق عشاق میبرند). و عجبا که در زمانهٔ ما نیز چو نکو بنگری! میبینی روال روزگار هنوز هم بر همان منوال است که بود و چه بسا غریبتر هم. این شعر را با صدای احمد شاملو و در چند اجرای ترانهای بشنوید.
ادامه خواندن احمد شاملو: روزگار غریبیست نازنین! (صدای شاعر)
احمد شاملو: افق روشن (برای کامیار شاپور)
اعضای خانواده ی «پرویز شاپور»، یکی خودش بود بعد «فروغ» همسرش؛ و «کامیار»، که پسرشان بود. جالب است بدانید «احمد شاملو» چاپ دوم مجموعه شعر «هوای تازه» را به پرویز شاپور تقدیم کرده بود؛ شعر مشهور «مرثیه» را برای فروغ فرخزاد گفته است؛ و «افق روشن» را برای کامیار که آن موقع سه ساله اش بود.
بر درگاه کوه، در معبر بادها (شاملو ـ فروغ)
در مجموعه عکسهای «فروغ فرخزاد» چند تایی هم عکس رنگی وجود دارد. یکی از آنها همین تصویریست که «ابراهیم گلستان» از او ثبت کرده است. (موهای «فروغ» در دست باد، با پسزمینهای از کوه و تپههای سبز.)
یادنامه «احمد شاملو»
طفلک «فروغ» (۲)
«نورالدین سالمی»، پزشک است. در کرج منزل داشته و از دوران نوجوانیاش تعلق خاطری به «احمد شاملو». واسطهٔ خرید خانهای میشود که شاملو سالهای پایانی زندگی خود را در آن گذراند. مناسبات همسایهگری به جای خود، از بابت پزشک بودن هم هر گاه نیازی به فوریتهای پزشکی برای شاملو پیش میآمده، ایشان در دسترس بوده و حاضر به خدمت.