
این خون ماهه


کویر دل
کلام: بهروز رضوی / خواننده: مرجان
بر آهنگ: Viens dans ma vie – Ajda Pekkan
رفتی و بیتو دلم پُر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که میگفتم محرمه با من
کاشکی میدیدی بیتو چه کرده
ای که به شبهام صبح سپیدی
بیتو کویری بیشامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بیتو اسیری در دامم
با تو به هر غم سنگ صبورم
بیتو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه، چشمهی روشن
بیتو یه جادهم که سوت و کورم
چشمهی اشکم بیتو سرابه
خونهی عشقم بیتو خراب
شادیا بیتو مثل حبابه
سایهی آهه، نقش بر آب
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

دوم بهمن ماه مصادف است با روز درگذشت «عارف قزوینی». از او به جز سرودههایش، چند تصینف نیز به جا مانده که «از خون جوانان وطن» مشهورترین آنها است. «بیژن ترقی» ترانهسرای معاصر خاطرهای دارد از چگونگی ضبط و احیای دوبارهی این تصنیف که شنیدنی است.
ادامه خواندن حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» به روایت «بیژن ترقی»

جمشید ارجمند را دوستداران سینما بهعنوان منتقد فیلم، خوانندگان مطبوعات بهعنوان سردبیر بخش هنری ماهنامهی رودکی، و اهالی کتاب در مقام مترجم، نویسنده و ویراستار دهها کتاب معتبر میشناسند. او اما سرایندهی ترانههایی از جمله «دامنکشان» با صدای ویگن و چند ترانهی مشهور با صدای الهه است. شاعر هفت ترانهای که در برنامههای گلها پخش شد.

محمد نوری هنرمندی گزیدهکار بود. از نغمهپردازنی که بر ترانههای این خوانندهی شاخص ملودی و آهنگ ساختهاند یکی هم دکتر «محمد سریر» است. مجموعه ترانههایی که حاصل همکاری این دو هنرمند است را در جعبه موسیقی زیر بشنوید.

پروانه
شعر: ملکالشعرا بهار
خوانندگان: بهجتخانم و مهلقا خانم

بسته دام (چه شود)
شعر: حسین گلگلاب
آهنگ: علینقی وزیری
خواننده: روحانگیز
زندهیاد حسین گلگلاب را بیشتر با سرود ماندگار «ای ایران» به یاد میآوریم. او اما شعر حداقل بیست ترانه بر آهنگهایی از ساختههای کلنل علینقی وزیری را سروده است. تصنیف «بستهی دام» با صدای روحانگیز یکی از آن آثار است. سالها بعد این ترانه با صدای خوانندگان مختلف بازخوانی شد و در صحنههایی از فیلم «پلهی آخر» به کارگردانی «علی مصفا» و بازی «لیلا حاتمی» مورد استفاده قرار گرفت.
چه شود گر فکنی بر من مسکین نگهی
تو مهی بر آسمانی و منم خار رهی
روی خویش از عاشقان جانا مکُن هرگز نهان
نور ماه از آسمان تابد بر اطراف جهان
به دست تو تیر جفاست ای صنم
نشانهی تیر تو کیست، آن منم
نخواهم از دام تو رَست بیخطر
دمی بر این بستهی دام کن نظر
ای گلعذارم، بُردی قرارم،
دست از تو هرگز من برندارم
با همه جور تو من در ره دیگر نروم
بستهام در دام صیاد که دگر من نشوم
چون کنون از جان خود من شستهام دست ای حبیب
کی مرا بیمی بود از جور و از کید رقیب
گذشته در راه تو موج از سرم
بگو کز این پرده که روی آورم
خوش آنکه اندر ره دوست جان دهد
به راه عشق آنچه نکوست آن دهد
آن روی مهوش،
آن موی دلکش،
یکباره افکند بر جانم آتش
* * *

«تورج نگهبان»، در کنار ترانهسرایانی چون: رحیم معینی کرمانشاهی، بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا و کریم فکور سرآمد نسل دوم از ترانهسرایان معاصر است.
شروع کارش با مهندس «همایون خُرم» بود و ترانههایی که برای «پروین» و «مرضیه» سرود. هر دو از جنوب ایران آمده بودند. این از «اهواز» و آن از «بوشهر». دیداری اتفاقی در تهران و پس از آن رفاقتی گرم در کنار همکاریها و حتی دوران خدمت نظام وظیفه.
خاطرات آن ایام و داستان چند کار مشترک را «همایون خُرم» در کتاب خاطرات هنری خود «غوغای ستارگان» مفصل نوشته است. فرصتی شاید تا خلاصهای از آنها را اینجا بازنویسی کنم.
در اینجا و با یاد او چند ترانه از بیش از هفتصد ترانهای که سروده است را بشنویم. یاد او و یادگارهای ماندگارش یادمان باشد.
حکایت ترانه «بیگانه» (پوران شاپوری)
حکایت ترانه «رهگذر عمر» (داریوش اقبالی)
* * *

چه بسیار ترانههای خاطرهانگیز ایرانی که به لطف ذوق افراد یک خانواده به گنجینهی موسیقی ما اضافه شده است. برادران محجوبی. (رضا و مرتضی)، برادران وفادار (حمید و مجید)، برادران چشمآذر (ناصر و منوچهر) و یا همین برادران لشگری (حسن، منوچهر) و دایی بزرگشان «بزرگ لشگری» و «جواد لشگری» که آهنگ صدها ترانهی مشهور از ساختههای آنهاست. در جعبه موسیقی این صفحه آثاری از «بزرگ لشگری» را بشنوید.

در گفتگوها و مطالب مربوط به «ترانهسرایی در ایران معاصر» نام محمدعلی بهمنی را کمتر میشنویم یا به چشم میخورد؛ گرچه بخشی از ترانههای خاطرهانگیزی که از سالهای دور به یاد داریم از سرودههای اوست. در جعبه موسیقی این صفحه چند ترانه از او در سالهای پیش از انقلاب را بشنوید.
ادامه خواندن از «رودخونهها» تا «شاهماهیها» با ترانههای «محمدعلی بهمنی»