
داد از تنهایی
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: قاسم جبلی

داد از تنهایی
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: قاسم جبلی

چلچله
شعر: مصطفی جباریان
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: الهه

گلریز
شعر: مصطفی جباریان
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: الهه
گلریز بهار دیدنیه یار
آلالههاش چیدنیه یار
تنگِ غروب كنارِ چشمه
نون و پونه خوردنیه یار
چرا رودربایستی کُنیم لیلا جون
یک بوس بده آشتی كنیم لیلا جون
قربونتم لیلا جون
حیرونتم لیلا جون
مجنونتم لیلاجون
چشمهی ده آبش زلال، سرد و شیرین، لیلا
از كوچهباغ راهش كوتاه، عشق آفرین، لیلا
لیلا بده بوسه تیر نگاه تو
ای من به قربون چشم سیاه تو
* * *

دختر قشنگ کدخدا
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: رامش
آهنگساز: عباس شاپوری
ترانهسرا: کریم فکور (؟)
تنظیمکننده: عباس شاپوری
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۶
روی پونهها، کنار جو
دختری به دوش افشانده مو
دختر قشنگ کدخدا
روی سبزهها نهاده پا
به ناله گوید: «ای خدا
تا کی از یارم باشم جدا!
چراغ بخت من چرا روشنی ندارد!»
به کومهها سر مینهد
بانگ عاشقی سر میدهد
رود که سر بر دامن سبزهها گذارد
روسری رنگ طلایی بسته بر گیسوی خود
در میان خرمن گُل کرده پنهان روی خود
در انتظاری، گُم کرده یاری، با بیقراری
چشمش بُود مدائم به صحرا شاید که یارش آید!
در دامن گُلهای وحشی یارش کنارش آید!
* * *

تکدرختی
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری
* * *
حکایت ترانهی «تکدرخت» و مجموعه ترانهها
* * *

سوگند
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری

دست افشان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: الهه

ساقی
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری

ترانه من
ترانهسرا: هدایتالله نیرسینا
آهنگساز: عباس شاپوری
نوازنده پیانو: انوشیروان روحانی
خواننده: ویگن (با صدای پوران)
انتشار: ۱۳۳۹
این ترانهی من، نشانهی من
نشان رنج زمانهی من
از همان زمانها که داستانها شنیدهای از فسانهی من
بشنو تو ای زیبا
که افکندهای به خون آشیانهی من
بشنو که از حالم خبر میدهد طنین ترانهی من
شد به یاد رویَت، به آرزویت
سیَه جهانم، قسم به مویَت!
تو بشنو از این ترانهی من
فغان ز جور زمانهی من!
بشنو تو ای زیبا
که افکندهای به خون آشیانهی من
بشنو که از حالم
خبر میدهد طنین ترانهی من
خبرها، خبرها
ز حال دلم از آن بشنوی!
مبادا، مبادا
چو آن بشنوی پریشان شوی!
مبادا شود دلی نازنین
از این غمفزا هوای حَزین، پریشان!
ز سوزی که در دل نهُفتم
ز رازی که با کس نگفتم
اثر دارد این ترانه
و ز آن عشق جاودانه
که این زیر و بَم دهد شرح غم
بجو راز ما در این زیر و بَمها
به یاد فتنهها که کردهای به پا
. . .
● در نسخهای که «پوران» خوانده است به اشتباه نام ترانهسرا را «پرویز خطیبی» نوشتهاند!
* * *