بایگانی دسته: شعر و شاعران

نیمایوشیج: ای اسب راهوار (به زبان مازنی)

اهل ادب و علاقه‌مندان به شعر،‌ نیمایوشیج را بیشتر با سروده‌های او به زبان فارسی به‌یاد می‌آورند. نیما که زادهٔ یوش در مازنداران بود اما سروده‌هایی به زبان مادری خود «مازنی» [طبری] دارد که در مجموعه‌ای با نام «روجا» چاپ شده است.

ادامه‌ی خواندن

«فاطی» کوچولوی شعر «پریا»ی احمد شاملو

منظومهٔ بلند «پریا» اول‌بار در مجموعهٔ «هوای تازه» به‌چاپ رسید. با جمله‌ای بر پیشانی آن که پیشکش شعر از سوی شاعر بود. «به فاطی ابطحی کوچک، و رقص معصومانهٔ عروسک‌های شعرش».

ادامه‌ی خواندن

احمد شاملو ـ منظومهٔ «پریا» (توضیحات شاعر)

در مجموعه‌ای که از سروده‌های «احمد شاملو» در دست است، چند شعر به زبان محاوره نیز وجود دارد. شبانهٔ (کوچه‌ها تاریکن، دُوکونا بسته‌س)، شبانهٔ (یه شب مهتاب،‌ ماه میاد تو خواب) که با موسیقی «اسفندیار منفردزاده» و صدای «فرهاد مهراد» جلوه‌‌ای از ترانه‌های معترض یافت. شعر عاشقانهٔ «من و تو درخت و بارون» (من باهارم، تو  زمین) و سروده‌ای کمتر شناخته شده به‌نام «بارون» (بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر).

ادامه‌ی خواندن

سیاوش کسرایی (صدای شاعر) از این سوی با خزر

«من به «باکو» رفته بودم. آنجا رفتم کنار «خزر». سال‌های سال در ایران که بودم، وقتی به شمال می‌رفتم به آن‌طرف دریا نگاه می‌کردم که در مه فرو رفته بود یا در انتهای افق فرو می‌رفت؛ و همیشه فکر می‌کردم که در آن‌سوی خبرهاست، و من دورم، و حسرتی بر دلم بود. این‌بار در باکو از این‌طرف دریا را نگاه می‌کردم؛ و اسم این شعر من هست: از این‌سوی با خزر.» [توضیح سیاوش کسرایی پیش از خواندن شعر]

ادامه‌ی خواندن

سیمین بهبهانی ـ دلم گرفته (هوای گریه)

شعر «دلم گرفته» را «سیمین بهبهانی» در اردیبهشت ۱۳۶۱ سرده است. امسال [۱۳۹۵] سی‌ و چهار سال از عمر این سروده می‌گذرد.

ادامه‌ی خواندن

نیمایوشیج ـ تو را من چشم در راهم (مجموعه ترانه‌ها)

از مشهورترین اشعار نیمایوشیج یکی هم سرودهٔ «تو را من چشم در راهم» است. تقریبا در تمام شعرخوانی‌ از سروده‌های نیما که به بازار آمده است خوانش این شعر وجود دارد. جملهٔ «تو را من چشم در راهم» را بر تابلوهای هشدار به رانندگان در خروجی بزرگراه‌های اغلب شهرهای ایران دیده‌ایم. و شاید حتی بر شیشه و سپر پشت اتوبوس‌های مسافربر‌ و کامیون‌های باربری. از این‌روست که این جمله، و آن شعر برای بسیاری از ما آشنا است.

ادامه‌ی خواندن

محمدرضا شجریان ـ جام تُهی (نگاهنگ)

پُر کُن پیاله را . . .

سرودهٔ «جادوی بی‌اثر» از زنده‌یاد «فریدون مُشیری» را بیشتر با مطلع آن [پُر کُن پیاله را] می‌شناسیم. این شعر اولین‌بار در اوایل دههٔ ۵۰ در برنامهٔ شمارهٔ ۷۷ «گل‌های تازه» [به سرپرستی هوشنگ ابتهاج]، با آهنگی از ساخته‌های «فریدون شهبازیان» و صدای «محمدرضا شجریان» اجرا شد. تکنوازی و جواب آواز در این اجرا از «حبیب‌الله بدیعی» [نوازندهٔ ویولُن] و دکلمهٔ شعر با صدای «آذر پژوهش» است.

ادامه‌ی خواندن

احمد شاملو: افق روشن (برای کامیار شاپور)

اگر قرار باشد از تمام آنچه که شاملو سروده و در دست ماست فقط پنج شعر بسیار مشهور را که برای همگان آشناست انتخاب کنیم، به باور من دو سروده‌ از آن پنج شعر، یکی «مرثیه» است که در رثای «فروغ فرخزاد» سروده، [+] و دیگری شعر «افق روشن»‌ که به «کامیار شاپور» تقدیم شده است.

ادامه‌ی خواندن

مهدی سهیلی ـ باز کن پنجره را، فصل بهار است

باز کُن پنجره را، دخترکم فصل بهارست
به کناری بزن این پردۀ غمگین دل آزار
باز کُن پنجره را
تا زند دختر خورشید، بر این غمکده لبخند
تا وزد موج نسیمی به من از دامن دربند
تا دمد نور سپیدی به تو، از سینۀ البرز
تا رسد عطر دلاویز گل از سوی دماوند
باز کن پنجره را فصل بهار است
باغ، بیدار شد از خواب دی و بهمن و اسفند

                        ***

ادامه‌ی خواندن

فریدون انوشه ـ به استقبال بهار میهنی

به استقبال بهار میهنی

گرچه اینجا از بهار میهنی
سرزمین سرد غربت خالی است
می‌شود اما به عشق آن بهار
در هوای عید و فروردین نشست

از همین جا می‌شود با گوش دل
بانگ مرغان بهاری را شنید
می‌شود گل‌های دشت و خانه را
از همین‌جا، از همین‌جا بو کشید

ادامه‌ی خواندن

عمران صلاحی ـ به تو (صدای شاعر)

از مثلث عمران صلاحی، پرویز شاپور و بیژن اسدی‌پور،‌ امروز فقط بیژن اسدی‌پور مانده است. تندرست باشد و هنوز بماند که یادگار آن جمع دوستانهٔ مشهور به «سه تفنگدار طنز ایران» است.

بیژن اسدی‌پور چند سال پیش (فروردین ۱۳۸۸) در ادای دین به آن دو یار ندیم و همکار قدیم، حق دوستی را آن‌چنان که سزاوار است و شایسته به‌جا آورد. انتشار ویژه‌نامه‌ای از مجموعهٔ‌ دفترهای هنر در ۱۸۰ صفحهٔ پُر و پیمان که کاری بود کارستان و دفتری ماندگار خواهد شد و یادگاری از آن سه یار طنزپرداز شیرین گفتار.

ادامه‌ی خواندن

مهدی اخوان‌ثالث ـ پایانم دیشب (گروه همسفران)

حدود بیست سالی پیش (دقیقا اسفند ماه سال ۱۳۷۴) یادداشت کوتاهی از «مرتضی کاخی»‌ در ماهنامهٔ‌ «دنیای سُخن» (شماره ۶۸،‌ صفحهٔ‌ ۳۵) به‌چاپ رسید که خبر از انتشار مجموعه‌ای منتخب از اشعار چاپ شدهٔ «مهدی اخوان‌ثالث» می‌داد. در آن یادداشت، همچنین به دوستداران شعر «م. امید»، نوید انتشار چند شعر منتشر نشده هم داده  شده بود:

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) نه به اندازهٔ یک شعلهٔ کبریت

نه به اندازهٔ یک شعلهٔ کبریت . . .

سروده و صدای:‌ شهیار قنبری
موسیقی زیر صدا: موریس ژار
از: مجموعهٔ یک دهان آواز سُرخ

ادامه‌ی خواندن

فرپدون مشیری ـ نایافته (گروه همسفران)

نایافته، سرودهٔ فریدون مشیری، خط از: استاد مرتضی صدقی

«لیلا محمدی» (مستندساز تلویزیون)، همسرش «بهنام ضیایی» (استاد ریاضی در دانشگاه‌های آمریکا) و «همایون خسروی» (استاد نوازندهٔ ساز ویلون‌سل) سالی پیش با هم گروهی تشکیل دادند و نام آن را «همسفران» گذاشتند. شعر ترانه‌هایی که تا به‌حال اجرا کرده‌اند اشعاری از شاعران معاصر چون «احمد شاملو»، «اخوان‌ثالث» بوده. کار تازه‌‌ٔ گروه هم به همین سیاق بر اساس سروده‌ای از «فریدون مشیری» است.

ادامه‌ی خواندن

سروده‌های «فروغ فرخزاد» در فراسوی مرزها

تا آنجا که می‌دانیم «فروغ فرخ‌زاد» فقط یک‌بار ـ از سر تفنن شاید ـ شعری را به قصد ترانه شدن سروده است. ترانۀ «در خموشی‌های ساحل» که روی موسیقی «کلیف بارمن» با صدای «محمد نوری» اجرا شد. شعری که متن آن در هیچیک از پنج مجموعهٔ اشعار او دیده نمی‌شود. پس،‌ می‌توان گفت: فروغ، ترانه‌سرا نبود. و شاید حتا در زمان نوشتن و انتشار اشعارش فکر نمی‌کرد بعدها سروده‌هایی از او آهنگین و به شکل ترانه با صدای خوانندگان مختلف اجرا شود.

ادامه‌ی خواندن

نیمایوشج – مهتاب (مجموعه ترانه‌ها)

مهتاب 

می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شبتاب،
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس‌و لیک
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند

ادامه‌ی خواندن