از مثلثهای هنری مشهور در عالم ترانهسرایی، یکی هم جمع سه نفرهی «پرویز یاحقی» [آهنگساز]، «بیژن ترقی» [ترانهسرا]، و «حمیرا» [آوازخوان]، بود. از نتایج کار گروهی این جمع، یکی هم آن چند برنامهی «گلهای رنگارنگ» بود که در نزد اهل نظر جلوهای یافت و پسند عام و خاص واقع شد.
از «بیژن ترقی»، «پرویز یاحقی» و «حمیرا» در این سایت:
ترانهی گل مریم از تکترانههایی است که سالها اگر نه از رسانههای رسمی که بیشتر بر زبان مردم تکرار شدهاند. در مثال نمونهی ایندست ترانهها میتوان از ترانهی مرا ببوس نام برد که با ترانهی گل مریم یک «وجه تفاوت» و یک «وجه اشتراک» دارد.
وجه اشتراکشان این که: اکثر ما هر دو ترانه را اول بار در فیلمی سینمایی شنیدهایم. مرا ببوس را در فیلم اتهام ساختهی داریوش کوشان به سال ۱۳۳۵، و گل مریم را در فیلم «پ، مثل پلیکان» ساختهی پرویز کیمیاوی در سال ۱۳۵۱.
وجه تفاوتشان هم آنکه: ترانهی مرا ببوس را میدانیم شعرش از حیدر رقابی (هاله)، آهنگش از ساختههای مجید وفادار و خوانندهی اول آن پروانه نمازی بود. (گرچه با صدای حسن گلنراقی به گوش آشناتر است و در واقع با اجرای او بود که این ترانه به شهرت رسید.) ولی ترانه گل مریم را کسی نمیدانست خوانندهی اصلی یا ساختهی کیست؟ و این بود تا چندی پیش که معلوم شد شعر و آهنگ آن از ایرج امیرنظامی است که در صدا و سیما واحد خراسان سرپرست ارکستر رادیو مشهد بود و خوانندهی آن هنرمند نهچندان شناختهشدهای به اسم عباس آیانی که با نام هنری بهروز فعالیت میکرد.
ترانه گل مریم در بهار سال ۱۳۵۰ از رادیو مشهد پخش شده بود و فیلم «پ، مثل پلیکان» سال پس از آن به نمایش درآمد. به نظر میرسد محمد جزایری پسرک نابازیگر آن فیلم که این ترانه را میخواند آن را در همان زمان از رادیو شنیده باشد. (این صحنه از فیلم را پایین مطلب ببنید.)
پینوشت:
● ترانهی گل مریم با صدای عباس (بهروز) آیانی را [در اینجا بشنوید.]
● در ویکپیدیای فارسی، و در تعریف داستان فیلم «پ، مثل پلیکان» آمده است:
«سید علی میرزا اهل طبس در ایام جوانیاش عاشق دختری به نام مریم میشود. اما خانواده سید علی میرزا با وصلت وی با مریم شدیدا مخالفت میکنند و زندگی برای میرزا، پوچ و بیمعنی میشود. مریم نیز که از میرزا ناامید شده بر حسب اجبار با مرد دیگری ازدواج میکند و زندگی میرزا را به یاس مطلق مبدل میکند. ادامهی زندگی بدون مریم به حدی برای میرزا دردآور و غیر قابل تصور میشود که چارهای جز جنون نمییابد. پس با دلی شکسته جلای شهر و خانواده میکند و به مدت ۴۰ سال به تنهایی در ارگ مخروبهی شهر طبس ماوا میگزیند.» [+]
ما «کریسمس» را بابت همزیستی با ارامنهی مقیم ایران میشناسیم. ارامنه که شاخهای از ارتدکس هستند بر این باورند عیسیبنمریم، ششم ژانویه (۱۶ دیماه) متولد شده و آن را با نام «جروشنک» جشن میگیرند. در واقع اگر قرار است کریسمس را به هموطنان ارمنی تبریک بگوییم، باید امروز باشد.
این ترانه که حال و هوای آوازهای کلیسایی را دارد اما ربطی به کریسمس و تولد عیسی مسیح ندارد. به زبان ارمنی است و شنیدنی؛ و بهانۀ یادآوری این روز. ماریام ماتوسیان آن را خوانده است و گویا از آمدن دُرنا یا لکلکها میگوید و خبرهایی که با خود میآورد.
رهی معیری را بیشتر با ترانههایی که سروده میشناسند. وقتی میگویی: «رهی معیری»، انگار گفته باشی: «دیدی که رسوا شد دلم» مرضیه، «بهکنارم بنشین» دلکش، «خزان عشق» جواد بدیعزاده و «من از روز ازل دیوانه بودم» غلامحسین بنان.
«آلما مایکیال» همسر و همراه همیشهی «هوشنگ ابتهاج؛ و بخشی از آرامش خاطر شاعر در طول سالیان زندگی همانا همدلی و مدیریت این بانوی بزرگوار بود. امروز (۹ مهر ماه) در شصتوپنجمین سال از پیمان زناشویی آن دو، حکایت عقد این ازدواج را به روایت «سایه» بخوانید.
شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشتماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفتهنامۀ «روشنفکر» بهچاپ رسید. با اینکه شاعر این شعر را برای خوانده شدن بهشکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد.
امروز (۲۶ شهریور ماه) سالروز درگذشت «واروژان» است. آهنگسازی که جایگاهش در مقولهی ترانهی نوین ایران تثبیت شده و یکی از خاطرهسازان برجستهای که بیشک چند ترانه با آهنگهای ساختهی او با خاطراتی از سالهای جوانی ما گره خورده است.. یادش گرامی و به یاد باد.