رامش: پرستو جان (اولین ترانه)

رامش پرستو جان

پرستو جان
شعر: لعبت شیبانی (والا)
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: رامش
پرستو جان! کجا رفتی؟ بهاره
درختِ یاس گل کرده دوباره
نمی‌آیی، نمی دونی که بی‌تو
به چشمم زندگی رنگی نداره
پرستو جان! کجا کاشانه کردی
بنای عشق را ویرانه کردی
پرستو جان! پرِ پرواز تو کو
نوای گرم و افسون‌ساز تو کو
تنت سرد و لبت خاموشه امشب
پرستو گرمی آواز تو کو
نمی دونی شب هجران درازه
در میخانه‌ی اندوه بازه
نمی‌گویی که بعد از رفتن تو
دل دیوانه‌ام با غم چه سازه؟
* * *

تاریخچهٔ اولین ترانهٔ خوانندگان ایرانی

* * *

پوران: گل اومد، بهار اومد

پوران گل اومد بهار اومد

در سالهای گذشته «شورای شعر» در رادیو ایران برای خودش هیأت حاکمه‌ای بود. در سنجش عیار شعر متر و معیارهایی داشت که غلط و درستش را هم خودشان تصویب کرده بودند. بر آن اساس در ‌کلام شعر دخالت و بر قواعد عروضی و قافیه‌ی ترانه‌ها نظارت می‌کردند. یکی از خط قرمزهای این شورا که تخطی از آن به هیچ‌وجه جایز نبود به کار بردن زبان محاوره در شعر ترانه بود. و این بود تا روزی که ترانه‌ی «گل اومد بهار اومد» به این شورا رسید. ترانه‌ای با صدای پوران شاپوری با شعری از بیژن ترقی و آهنگی از ساخته‌های مجید وفادار.

از نظر اعضای شورا آهنگ ترانه خوب و معقول بود. خواننده‌اش هم نام و اعتباری داشت و موردی نداشت. ایراد کار اما شکسته‌نویسی در شعر ترانه بود. شاعر، هنجارشکنی کرده و «آمد»‌ را «اومد»،‌ «می‌روم»‌ را «میرم» نوشته بود. ولی چون آن روزها مصادف با ایام نوروز بود؛ لابد با خودشان فکر کردند: «با یک گل که بهار نمی‌شود! حالا این یکی را به چشم خطاپوش نگاه می‌کنیم» و اجازه دادند «فقط یک‌بار، آن‌هم از برنامه‌ی تفریحی «شما و رادیو» پخش شود.»

دروغ چرا!؟ ما که در آن سالها نبودیم و به گوش خودمان نشنیدیم! ولی می‌گویند: پخش این ترانه همان و سیل تلفن‌های مردم به رادیو که درخواست پخش دوباره‌ی این ترانه را داشتند؛ همان. و این فشار از طرف شنوندگان چنان و چندان بود که این ترانه را در همان روز سه بار از رادیو پخش کردند!

حالا منظور ما در اینجا البته حکایت ترانه‌ی «گل اومد، بهار اومد» بود؛ ولی مثل هر حکایت دیگری می‌توان از فحوای این داستان نتایج دیگری هم استنتاج کرد! مثلا همین در کنار هم قرار گرفتن و فشار مردم و تاثیر آن بر تغییر نظر هیأت حاکمه‌! که در این حکایت «شورای شعر ترانه در رادیو ایران» بود و خط قرمزهایی که مقرر فرموده بودند.
به قول سعدی و بلاتشبیه:
پشه چو پُر شد بزند پیل را
با همه تندی و صلابت که اوست.
مورچگان را چو بود اتفاق
شیر ژیان را بدرانند پوست.

* * *

گل اومد
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران شاپوری

گل اومد، بهار اومد می‌رم به صحرا
عاشق صحرایی‌ام بی‌نصیب و تنها
دلبرِ مَه‌پیکرِ گردن‌بلورم
عید اومد، بهار اومد من از تو دورم

گر بیام از این سفر ای گُلعذارم
از سفر طوقِ طلا برات میارم
دلبرِ مَه‌پیکرِ گردن‌بلورم
عید اومد، بهار اومد من از تو دورم

ز تو خواهم،
عهدِ عشقی که بَستی وفا کُنی
یادِ ما کُنی

از چمن‌ها گر گُذشتی یادِ من کُن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کُن
دلبرِ مَه‌پیکرِ گردن‌بلورم
عید اومد، بهار اومد من از تو دورم

گل اومد، بهار اومد می‌رم به صحرا
عاشق صحرایی‌ام بی‌نصیب و تنها
خوش ادا، بالا بلا، شیرین‌زبونم
مانده‌ام دور از تو و از آشیونم

آشیونم رو گُل خودرو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته
گر بیام از این سفر ای گُلعذارم
از سفر طوقِ طلا برات میارم

* * *

از «بیژن ترقی» در سایت «روای حکایت باقی»
● مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا
● حکایت ترانه «بهار دلنشین» به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «کعبهٔ دلها» به روایت «بیژن ترقی» و «الهه»
● حکایت ترانه «بگو که هستی» و عاقبت «داریوش رفیعی»
● حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» به روایت «بیژن ترقی»

* * *

حمیرا: باغ گل

حمیرا باغ گل

باغ گل
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا

بهار زیبا می‌شه، لاله و گل وا می‌شه
وقتی که خنده روی لب تو پیدا می‌شه
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا می‌شه
پنجره‌ای به باغ گل رو به دلم وا می‌شه

خونه‌ی غمها می‌شه، دلم که تنها می‌شه
تا تو ز ره می‌رسی،چه شور و غوغا میشه
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا می‌شه
پنجره‌ای به باغ گل رو به دلم وا می‌شه

به محبتی بده فریبم
که تو شهر عاشقی، غریبم
منم و دلی ز غم پریشون
بیا که یه روز می‌شی پشیمون
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا می‌شه
پنجره‌ای به باغ گل رو به دلم وا می‌شه

دلم تو سینه ز غمت نغمه به‌پا می‌کُنه
نی شکسته هوسِ ساز و نوا می‌کُنه
نوای بلبل چمن‌و غرق صفا می‌کُنه
صدای پایت دلم‌و نغمه‌سرا می‌کُنه
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا می‌شه
پنجره‌ای به باغ گل رو به دلم وا می‌شه

* * *
حکایت ترانه «باغ گل» به روایت «حمیرا»

* * *

حسن شجاعی: بهاره، بهاره

حسن شجاعی بهاره بهاره

بهاره، بهاره
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: عبدالصمدی
خواننده: حسن شجاعی

سلام ای باغبانِ‌ گل، بهاره
سلام ای باغبانِ گل دوباره
بخنده غنچه‌ی زیبا به رویم
که صحرای دلم گل در بیاره
بهاره، بهاره
بهاره، بهاره

سلام من، درود من به دختر گل
به شبنم نشسته در برابر گل
سلام من به آسمون پُر ستاره
به غنچه‌ای که صد گره به سینه داره
بهاره، بهاره
بهاره، بهاره

* * *

سوسن: بازگشت

سوسن بازگشت

بازگشت
شعر: جهانبخش مهموری
آهنگ: فتح‌الله ریاحی
خواننده: سوسن

روی ایوون، توی خونه،
پرستو زده لونه.
خبر میده بهار اومد،
دوباره بوی یار اومد،
ز بختِ روشنم امشب،
نشسته خنده‌ها بر لب.

تو این شادی و عشقم را
دیگه از من نگیر یارب
دیگه هرگز توی سینه
غم هجران نمی‌شینه
که یارم از سفر اومد
که یارم از سفر اومد

* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *

error: Content is protected !!