یادمان اسفندیار منفردزاده (دیگه اشکم واسه من ناز می‌کُنه)

ترانۀ «دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه»، اولین تجربۀ ترانه‌سرایی «شیهار قنبری» و همکاریش با «اسفندیار منفردزاده» است. او در مجموعه ترانه‌سروده‌های خود که با نام «دریا در من»، منتشر شده می‌نویسد:

ادامه خواندن یادمان اسفندیار منفردزاده (دیگه اشکم واسه من ناز می‌کُنه)

گوگوش: حرف

گوگوش حرف

اگه سبزم، اگه جنگل
اگه ماهی، اگه دریا
اگه اسم‌ام، همه جا هست
روی لب‌ها، تو کتاب‌ها
اگه رودم، رودِ «گنگ»ام
مث «بودا»*، اگه پاک
اگه نوری به صلیب‌ام
اگه گنجی زیر خاک

واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

اگه پاکم مثِ معبد
اگه عاشق مثِ هندو
مثِ بندر واسه قایق
واسه قایق، مثِ پارو
اگه عکسِ «چهل‌ستون»ام
اگه شهری بی‌حصار
واسه «آرش» تیرِ آخر
واسه جاده یه سوار

واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

اگه قیمتی‌ترین سنگِ زمین‌ام
توی تابستون دست‌های تو برفم
اگه حرف‌های قشنگِ هر کتاب‌ام
برای اسمِ تو چند تا دونه حرفم
اگه سیل‌ام، پیشِ تو قدِ یه قطره
اگه کوه‌ام، پیشِ تو قدِ یه سوزن
اگه تن‌پوشِ بُلندِ هر درخت‌ام
پیش تو اندازه‌ی دکمه‌ی پیرهن

اگه تلخی مثِ نفرین
اگه تُندی مثِ رگبار
اگه زخمی، زخمِ کُهنه
بُغضِ یک در، رو به دیوار
اگه جام شوکرانی
تو عزیزی، مثِ آب
اگه ترسی، اگه وحشت
مثِ مُردن توی خواب

واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

London ۱۹۷۴

* * *
ترانه‌ «حرف» با دکلمه‌ی «شهیار قنبری» و اجراهای مختلف

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

گوگوش: دریای انتظار

گوگوش دریای انتظار

دریای انتظار
شعر: محمدعلی شیرازی | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Harlekin – Siw Malmkvist

شن‌های ساحلی، کلبه‌های گلیچشمانِ باز صدف، موجی که تن پوشیده با تور کفهر یک در این دریا چون دلِ عاشقم انتظار تو را داردبر لبهای قایقرانانِ نغمه‌خوان
خاموشی کرده آشیان، بی‌ تو جانابازآ، بازآ با طنین آواز خود،
با فسون و با ناز خودبار دیگر بلرزان قلبِ دریا را
بر روی موج آب، نیلوفر رفته خواببر چشمان خوابِ او، بر شام من یک بار دیگر بتاببازآ، بازآ، باز‌آ چون دل عاشقم انتظار تو را دارد

* * *
نمونه‌ٔ فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

گوگوش: حالا باور بکنم یا نکنم!؟

گوگوش حالا باور بکنم یا نکنم

 

حالا باور بکنم یا نکنم!؟
شعر: ذبیح بداغی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

اومدم شبها رو باور نکُنم، غصه نذاشت
اومدم غصه رو باور نکُنم، شب نمیذاشت
حالا باور بکُنم یا که باور نکُنم؛
دردی درمون نمی‌شه،کاری آسون نمیشه
کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمی‌شه

می‌تونست چشمای تو شبها رو روشن بکُنه
نذاره غم توی دل اینقده شیون بکُنه
توی دل هیچ میدونی غم داره آواز می‌خونه
این‌و من می‌دونم و این شب تاریک می‌دونه

دلِ تو، خنده‌ی تو، چشمای تو، دستای تو
می‌تونستن نذارن شبها رو باور بکُنم
حالا باور بکُنم یا که باور نکُنم
دردی درمون نمی‌شه، کاری آسون نمیشه
کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمی‌شه

می‌تونست چشمای تو شبها رو روشن بکُنه
نذاره غم توی دل اینقده شیون بکُنه
توی دل هیچ میدونی غم داره آواز می‌خونه
این‌و من می‌دونم و این شب تاریک می‌دونه

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

گوگوش: گاهی خنده، گاهی گریه

گوگوش گاهی خنده گاهی گریه

گاهی خنده، گاهی گریه
شعر: مسعود هوشمند لنگرودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

گاهی خنده، گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟

بعد تو، این دلِ رسوا
به کسی دل نمی‌بنده
دیگه از غصه رو لبهام
نمی‌شینه گلِ خنده

گاهی خنده، گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟

آسمونِ قلبِ عاشق
افقش رنگ غروبه
اون وفا و مهربونی
اگه برگرده چه خوبه

بی‌تو، دل هر شب و هر روز
مثل یک مرغِ اسیره
بعد تو دل توی سینه
دوست دارم تنها بمیره
گاهی خنده گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

گوگوش: قصه‌‌ی وفا (اولین ترانه)

گوگوش قصه وفا

 

قصه‌ی وفا
شعر: ایرج جنتی عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

به خاطر آور که آن‌ شب به بَرم
گفتی که: «بی تو ز دنیا بگذرم»
کنون جدایی نشسته بینِ ما
پیوند یاری شکسته بینِ ما
گریه می‌کُنم با خیالِ تو به نیمه‌شب‌ها
رفتی و من بی تو مانده ام غمگین و تنها

بی تو خسته‌ام، دل‌شکسته‌ام، اسیرِ دردم
از کنارِ من می‌روی ولی بگو چه کردم
رفته‌ای و من آرزوی کَس به سَر ندارم
قصه‌ی وفا با دلم مگو باور ندارم

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

گوگوش: تشنه محبت (ترانه فیلم)

گوگوش تشنه محبت

تشنه محبت
کلام: بهادر یگانه | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Mere Laal – Lal Tera Jug Jug Jiye Mata

لاله‌ی باغ تو شکفته مادر
ز روشنی چهره او، چون شب شبستان
لاله‌ی باغ تو شکفته مادر، لاله‌ی تو . . .
جای او در سرای دل، صورتش همچو گل خوشبو
لبخندش چون شکوفه‌ها، چهره‌اش لاله خودرو
شادمان و خندان دل، چو غنچه‌ها تا به سر
آن چهره‌ی زیبایش، رخشنده همچون گهر
دهد نگاه گرمش شادی به تو، مادر

لاله‌ی باغ تو شکفته مادر، لاله‌ی تو . . .

تا دمد از لبان او، همچو گل خنده‌ای شیرین
سر چشمم از نگاه او، پرتویی همچو مه سیمین
جاودان بماند او آواره در دنیا
تا به مادر بخشم جان با خنده‌ای زیبا
محفل عیش و شادی بهر او کُنم برپا

لاله‌ی باغ تو شکفته مادر، لاله‌ی تو . . .

می‌شود چشم من گریان، گِریَم چون شمع شبستان
مادرم رفته از دستم، بهر او گشته‌ام نالان
در ماتم مادر چون ابر نوبهاران
می‌ریزد اشک من از دیده به دامان
در حسرت مادرم چه کشیدم از دوران
گرچه ندیده‌ام محبت مادر . . .
برای تو مادر خواهم عمر جاویدان
لاله‌ی باغ تو شکفته مادر، لاله‌ی تو . . .

*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

گوگوش: شهرزاد قصه‌گو

گوگوش شهرزاد قصه گو

شهرزاد قصه‌گو
شعر: ابوالقاسم زارعی
آهنگ: اسماعیل‌زاده
خواننده: گوگوش

آن زمانها در دل شبهای خویش
کاخ عشق و آرزویی داشتم
در درون قصر رویاهای خود
شهرزاد قصه‌گویی داشتم
گفت‌وگو با ماه‌رویی داشتم
آه تا او بود و آن گفتار او
زندگی با قصه‌ها پیوسته بود
چشم تا بگشودم از رویای خود
آن پرستو از بَرم پر بسته بود
پس بگویید آشنای من کجاست؟
شهرزاد قصه‌گوی من کجاست؟

در میان بستر گلهای صبح
همچو شبنم در کنارم می‌نشست
با زبان دلنشین عشق خویش
تار غمها را ز هم در می‌گسست
با محبت در کنارم می‌نشست
. . .

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

error: Content is protected !!