عکسی از «قمر» در پیشواز از مرگ!

قمرالملوک وزیری محمدجعفر خادم

قمرالملوک وزیری است. در این عکس ۱۹ سال سن دارد. هفته‌ای پیش از اجرای اولین کنسرت او در گراندهتل لاله‌زار که خبرش در شهر پیچیده. می‌گویند: «فقط این‌ نیست که او «زن» است و آواز می‌خواند، که از قرار بدون حجاب هم بر صحنه ظاهر خواهد شد.» و پیغام‌های تهدید که: «زنهار! که به حکم شرع می‌کُشیم تو را». سال ۱۳۰۳ است. دوره‌ی سلطنت احمد شاه قاجار است و هنوز یازده  سالی مانده به اعلام رسمی کشف حجاب در ایران.

ادامه خواندن عکسی از «قمر» در پیشواز از مرگ!

«برای مامان عزیزم» (فروغ فرخزاد)

عکسی از «فروغ فرخزاد» که در تاریخ پانزدهم فروردین‌ماه ۱۳۳۴ به یادگار برای مادرش امضاء کرده است. در این عکس،‌ فروغ ۱۸ ساله است. تاریخ امضای آن اما مربوط به ۲۱ سالگی اوست.

ادامه خواندن «برای مامان عزیزم» (فروغ فرخزاد)

سیزده بدرِ آن سال در کرج!

هوشنگ ابتهاج احمد شاملو

امروز (۱۳ فروردین‌ ۱۴۰۱) دقیقا ۷۰ سال از عمر این عکس می‌گذرد. هوشنگ ابتهاج و احمد شاملو. سیزده بدر آن سال، باغی در کرج.

ادامه خواندن سیزده بدرِ آن سال در کرج!

حکایت عکس «فروغ فرخ‌زاد» و «معیر الممالک»

نام هادی شفائیه همواره با تاریخ عکاسی معاصر ایران در شکل آکادمیک آن همراه است. رشتهٔ عکاسی در نظام آموزشی ایران به پیشنهاد و همت او شکل گرفت و خود نیز سال‌ها در دانشگاه تهران تدریس این رشته را به‌عهده داشت.

ادامه خواندن حکایت عکس «فروغ فرخ‌زاد» و «معیر الممالک»

حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

پیوند و دوست بودن بعضی‌ها با هم شاید چندان بازتابی بیرونی نداشته باشد، خودشان اما از علاقه، ارادت و اندازه‌های دلبستگی‌هایشان نسبت به هم آگاه هستند. نمونه‌اش می‌تواند «احمد شاملو» باشد در پیوند دوستانه‌اش با خانوادهٔ سه نفرهٔ «پرویز شاپور»، «فروغ فرخزاد» و فرزند آن‌ها «کامیار شاپور».

ادامه خواندن حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

شاید برای شما هم پیش آمده که با دیدن یک نام، یا چهره‌ای آشنا سلسه‌ای از خاطرات به‌هم پیوسته یادتان بیاید که گرچه هر کدام داستان مجزای خودش را دارد ولی در جایی وجهی مشترک می‌یابند و مکمل هم می‌شوند.

حکایت ارتباط «امیر نادری»، «سودابه قاسملو»، «احمد شاملو»، «آیدا» و استاد «هادی شفائیه» با هم از ایندست است.

ادامه خواندن استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

تک‌چهره‌های مشهور «نیمایوشیج» از «هادی شفائیه»

برای دیدن عکس در سایز بزرگ، روی آن کلیک کنید!

می‌دانیم که نیمایوشیج اشعار زیادی سروده است. و من و شما هم البته کم از سروده‌های این شاعر نامی نخوانده‌ایم؛ اما اگر از ما بپرسند کدامیک از آنها را به یاد دارید؟ شاید پیش از همه، «آی آدمها»، «تو را من چشم در راهم» و «مهتاب» را به یاد بیاوریم. امروزه بیت‌هایی از این سروده‌ها حتی ضرب‌المثل شده است. (این از اشعار نیمایوشیج.)

ادامه خواندن تک‌چهره‌های مشهور «نیمایوشیج» از «هادی شفائیه»

حکایت پرتره‌های من در آن نشریه‌ی فرانسوی (هادی شفائیه)

دکتر هادی شفائیه را پدر عکاسی نوین در ایران می‌نامند. هنرمندی خودآموخته که به مقام استادی صاحب‌سبک رسید. یادگارهای او از دیدارهایش با هنرمندان و چهره‌های نام‌آشنای هنر و ادبیات معاصر ایران، کسانی چون نیمایوشیج، و احمد شاملو تا امروز و همیشه ماندگار است.

ادامه خواندن حکایت پرتره‌های من در آن نشریه‌ی فرانسوی (هادی شفائیه)