نصرت رحمانی ـ صدای شاعر (کانون پرورش فکری)

 

بیست‌وهفتم خرداد ماه سالگشت درگذشت «نصرت رحمانی»، شاعر معاصر است. مردی که در غبار گم شد و می‌رود که خاطرش هم از یادها برود.

سی‌ و پنج ـ شش سالی پیش، مجموعه‌ای برگزیده‌ از سروده‌هایش را با صدای خود دکلمه کرد که در دو نوار کاست منتشر شد. یکی تلخ و برهنه، بی‌هیچ نوایی از موسیقی، (موسسه فرهنگی کاسپین)، و دیگری همراه با قطعاتی از ساخته‌های «مجید انتظامی»، کار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. شادا که «صدا» هست و تنها صداست که می‌ماند. با یاد روشن او که «شاعر شعر سیاه» می‌خواندندش، چند سروده از این مجموعه را بشنویم تا نگویند که از یاد فراموشانند.

سروده و صدا: نصرت رحمانی
موسیقی متن: مجید انتظامی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ـ ۱۳۵۶

* * *

[در عطر عشق]

و آب بود که می‌رفت
کوچه خلوت بود.
صدای قلب تو آری،
صدای قلب تو پاشید بر در و دیوار
و عطر سوختن اشک و عشق و شرم و شتاب
میان بندبند کهنه‌ی دیوار آجری گُم شد.

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

[ای بی‌تو من، خراب]

ای بی‌تو من، خراب!
شب بی‌تو خسته است.
ای بی‌تو من سراب
دیگر شتاب، توان را شکسته است.
در من، منی به‌پاست،
اما نرفته دلشده‌ای در عمیق خواب.

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

 [من آبروی عشقم]

لیلی!
چشمت خراج ظلمت شب را
از شاعران شرق
طلب می‌کُند
من آبروی عشقم
هشدار تا به خاک نریزی

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

 [ شیرین ]

شیرین!
جام شراب پیر!
ای طاقه‌ی حریر!
این چشمه‌سار، راه دراز بُریده
از شیب تا نشیب پریده
تا مرمر بدنت را در بازوان تشنه کشیده.

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

[عصر جمعه‌ی پاییز]

و آفتاب خسته بیمار
از غرب می‌وزید
پاییز بود
عصر جمعه‌ی پاییز.

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

[زمزمه‌ای در محراب]

در غریب شب این سوخته دشت
من و غم، آه . . . چه بر من بگذشت
کاروان گُم شد و خاکستر، ماند
کرکس پیر دلِ من می‌خواند

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

[وداع تلخ]

چه آسان، مرا بفروخت، بفروخت.
مرا ناآشنا با خویشتن کرد
مرا خویشی به هر بیگانه آموخت.
شبی از بسترم بگریخت، بگریخت.

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

 [پرنده‌ای گریان]

مرغ اندوه است بوتیمار
مانده در افسانه‌های کهنه نامش
قصه‌اش ورد خموشان است
همدم امواج دریای خروشان است، بوتیمار

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

از دیگر سروده‌های «نصرت رحمانی» در این سایت:

[تاول ۱ تا ۷]

من از تعهد شمشیر و قلب بیزارم.
نه از وقاحت تیغ برهنه‌ی تهمت.
نه از شماتت نفرت.
که گاهواره‌ی من تلخ‌تلخ می‌نالید:

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

[میعاد در لجن]

رقصید
پر زد، رمید
از سر انگشت او پرید [سکه]
گفتم: خط

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

[تریاک]

ـ «نصرت! چه می‌کُنی سر این پرتگاه ژرف
با پای خویش، تن به دل خاک می‌کشی
گُم گشته‌ای به پهنه‌ی تاریک زندگی
نصرت! شنیده‌ام که تو تریاک می‌کشی.

متن سروده را همراه با صدای شاعر در اینجا بخوانید و بشنوید!

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone