مهستی: بی‌خبر ماندی ز حالم (گلهای رنگارنگ ۴۲۰)

مهستی آن که دلم را برده خدایا

بی‌خبر ماندی ز حالم
گلهای رنگارنگ ۴۲۰
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مهستی

آن‌ که دلم را بُرده خدایا
زندگیم را کرده تبه، کو؟
همنفسم کو، آن‌ که نگاهش
روز من از غم کرده سیه کو؟

بی خبر ماندی ز حالم ز آنچه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می‌دهد خاکستر من
شعله‌ی عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامالِ آتش، غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده‌ی مستِ تو
گریم از بختِ بدِ خود، نالم از دستِ تو

رُخت، سحرِ نو دمیده‌ی من
فروغ رُخت، نور دیده‌ی من
برخیز و بیا ای امید دلم شام من سپری کُن

تویی که به دل نقشِ غم زده‌ای
چو غنچه گره بر دلم زده‌ای
بر خسته‌دلان چون نسیم سحر
یک نفس گذری کُن
هر کجا گذری، زیر پا نظری کُن

* * *

حمیرا: هدیه‌ی عشق

حمیرا هدیه عشق

هدیه عشق
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا

با دل من، این ندیده وفا، این نکرده خطا
از برای خدا،
یار من تو مهربان شو
تا که خدا، عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما
در زمانه مرا
همدم و هم‌آشیان شو

بیا که به زاری چو ابر بهاری بگریم و دامن تو بگیرم
اگر که به یک‌دم نمیرم از این غم ندیده رخت ترسم که بمیرم
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی، بیا که رود از دل غم مستی

چو ابر بهاری تو عقده‌گشایی
به سوز دل من تو ساز و نوایی
به گلشن عشقم چو شبنم پاکی
تو باد صبایی، چه جانفزایی
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی، بیا که رود از دل غم مستی

دل من مشکن! به خدا تو ز من
گر جدا بشوی، بی‌وفا بشوی
رفته با دگران آشنا بشوی
چکنم من تنها؟ من و این دل رسوا
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی، بیا که رود از دل غم مستی

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا

* * *

مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا

پرویز یاحقی

از مثلث‌های هنری مشهور در عالم ترانه‌سرایی، یکی هم جمع سه نفره‌ی «پرویز یاحقی» [آهنگ‌ساز]، «بیژن ترقی» [ترانه‌سرا]،‌ و «حمیرا» [آوازخوان]، بود. از نتایج کار گروهی این جمع، یکی هم آن چند برنامه‌ی «گل‌های رنگارنگ» بود که در نزد اهل نظر جلوه‌ای یافت و پسند عام و خاص واقع شد.

ادامه خواندن مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا

حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» به روایت «بیژن ترقی»

عارف قزوینی از خون جوانان وطن

دوم بهمن ماه مصادف است با روز درگذشت «عارف قزوینی». از او به جز سروده‌هایش، چند تصینف نیز به جا مانده که «از خون جوانان وطن» مشهورترین‌ آنها است. «بیژن ترقی» ترانه‌سرای معاصر خاطره‌ای دارد از چگونگی ضبط و احیای دوباره‌ی این تصنیف که شنیدنی است.

ادامه خواندن حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» به روایت «بیژن ترقی»

حکایت اولین ترانه «گلپایگانی» به روایت «بیژن ترقی»

گلپایگانی بیژن ترقی نواب صفا«. . . شب با آقای پرویز یاحقی و نواب صفا منزل خانم الهه مهمان بودیم. . . من از جایم بلند شدم دستم را گذاشتم روی دوش یکی از رفقام ـ یا آقای صفا بود یا پرویز یاحقی ـ گفتم: «مستِ مستم ساقیا، دستم بگیر!» . . . دو روز بعد تو راهرو اداره‌ی رادیو سینه به سینه به آقای گلپایگانی برخوردم.»

مست مستم ساقیا! دستم بگیر
تا نیفتادم ز پا دستم بگیر

بر در میخانه با زنجیر عشق
بسته‌ای پای مرا، دستم بگیر

دردمندم، عاشقم، افسرده‌ام
ای به دردم آشنا دستم بگیر

اوفتادم سخت در گرداب عشق
این دم آخر بیا دستم بگیر

من که بر این سینه‌ی چون آینه
می‌زنم سنگ تو را دستم بگیر

* * *

● حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «بهار دلنشین» (بنان) به روایت «بیژن ترقی»
● 
حکایت ترانه «بگو که هستی» (دلکش) به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «کعبهٔ دلها» (الهه) به روایت «بیژن ترقی» و «الهه»
● حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» (الهه) به روایت «بیژن ترقی»

* * *

آثار مشترک «علی تجویدی» و «بیژن ترقی»

علی تجویدی بیژن ترقی

بیژن ترقی در مقام ترانه‌سرا با آهنگسازان بسیاری همکاری داشته است. روح‌الله خالقی،‌ حبیب‌الله بدیعی، همایون خرم و انوشیروان روحانی. با پرویز یاحقی اما رفاقتی دیرینه داشت و یار و ندیم هم بودند. چند کار مشترک از آن دو  که با صدای حمیرا خوانده شد هنوز هم از به یادمانده‌ترین برنامه‌های گلهای رنگارنگ در رادیو ایران است.

ادامه خواندن آثار مشترک «علی تجویدی» و «بیژن ترقی»

رقص پروانه (بیژن ترقی، پرویز یاحقی، تاجیک)

امروز (۲ فروردین) ۵۹ سال از اجرای ترانه «رقص پروانه» می‌گذرد. آهنگی در مایه‌ی ترانه‌های مردمی با صدای تاجیک که شعرش از بیژن ترقی و آهنگش را پرویز یاحقی ساخته بود. به قول حافظ «تو عمر خواه و صبوری» تا سال آینده در چنین روزی از شصت‌سالگی این ترانه برایتان بنویسم.

ادامه خواندن رقص پروانه (بیژن ترقی، پرویز یاحقی، تاجیک)

حکایت ترانه «بگو که هستی» به روایت «بیژن ترقی»

داریوش رفیعی

من آن سبوی بی‌می‌ام که مست باده بوده‌ام

ترانه‌ی «بگو که هستی!؟» را اگرچه دلکش خوانده است؛ اما بیژن ترقی ـ سراینده‌ی آن ـ می‌گوید: این شعر بازتاب تاثر من از حال و روز داریوش رفیعی و توصیف روزهای تنها ماندن و فراموش‌شدگی او است.

ادامه خواندن حکایت ترانه «بگو که هستی» به روایت «بیژن ترقی»

error: Content is protected !!