نیاز به صحافی دارد!

برای سایز بزرگتر روی عکس کلیک کنید!

از سر اتفاق به تصویر صورتجلسه‌ای مربوط به «اشیاء متعلق به مرحوم نیما» برخوردم. فهرستی از چند کتاب، دوره‌‌هایی از مجلات و دست‌نویس‌های متعلق به نیمایوشیج که برای عرضه به سازمان میراث فرهنگی  تهیه شده است. احتمالا جهت خریداری این اقلام از سوی آن سازمان برای حفظ و نگهداری در «موزهٔ نیما».

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نیمایوشیج: ای اسب راهوار (به زبان مازنی)

اهل ادب و علاقه‌مندان به شعر،‌ نیمایوشیج را بیشتر با سروده‌های او به زبان فارسی به‌یاد می‌آورند. نیما که زادهٔ یوش در مازنداران بود اما سروده‌هایی به زبان مادری خود «مازنی» [طبری] دارد که در مجموعه‌ای با نام «روجا» چاپ شده است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت ترانهٔ «بستر ننگین رقیب» به روایت «شهیار قنبری»

«عباس مهرپویا» شاید برای جوانترهای این دوره چندان شناخته‌شده نباشد، یا آنچنان که برای جوان‌های دههٔ پنجاه در ایران بود. در همان زمان هم این هنرمند را بیشتر بابت ساز سیتاری که در آهنگ‌هایش به کار می‌گرفت می شناختند و البته جنس صدای که داشت و نوع ترانه‌هایی که می‌خواند.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حسن شماعی‌زاده: بنویس نامه‌نویس

بنویس نامه‌نویس
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: حسن‌شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: اریک
خواننده: حسن شماعی‌زاده

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

گیتی ـ آرزوها (مهدی اخوان‌ثالث)

«مهدی اخوان‌ثالث» (م. امید)، شاعر بود، ولی ترانه‌سرا نبود. به کلام دیگر، او شعری برای اجرا به شکل ترانه نسرود. آنچه اما بر اساس شعر یا بخشی از سروده‌ای از او خوانده شده، همه از سر انتخاب و ذوقِ هنرمندانی بوده است که کلام اخوان را برای ترانه‌شان برگزیده‌اند.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

لیلی منال! (مجموعه ترانه‌ها)

قربونِ خندیدنت، خرامیدنت، بهونه گرفتنت
وقتِ ملاقات میآم، سر هفته‌ها به دیدار و دیدنت
لیلی منال عُمرم، منال عشقم،  منال جونم، منال!

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

شهیار قنبری (صدای شاعر) غزلک:‌ حسن شماعی‌زاده

غزلک
دکلمه و شعر: شهیار قنبری
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: منوچهر چشم‌آذر
خواننده:‌ حسن شماعی‌زاده

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

«فاطی» کوچولوی شعر «پریا»ی احمد شاملو

منظومهٔ بلند «پریا» اول‌بار در مجموعهٔ «هوای تازه» به‌چاپ رسید. با جمله‌ای بر پیشانی آن که پیشکش شعر از سوی شاعر بود. «به فاطی ابطحی کوچک، و رقص معصومانهٔ عروسک‌های شعرش».

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

احمد شاملو ـ منظومهٔ «پریا» (توضیحات شاعر)

در مجموعه‌ای که از سروده‌های «احمد شاملو» در دست است، چند شعر به زبان محاوره نیز وجود دارد. شبانهٔ (کوچه‌ها تاریکن، دُوکونا بسته‌س)، شبانهٔ (یه شب مهتاب،‌ ماه میاد تو خواب) که با موسیقی «اسفندیار منفردزاده» و صدای «فرهاد مهراد» جلوه‌‌ای از ترانه‌های معترض یافت. شعر عاشقانهٔ «من و تو درخت و بارون» (من باهارم، تو  زمین) و سروده‌ای کمتر شناخته شده به‌نام «بارون» (بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر).

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام شاعران معاصر در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در گستره‌ی ادبیات معاصر ایران به‌ویژه در بخش شعر، شاعران مطرح و صاحب‌نام کم نیست، اما چند نفری از آنها گویا برای مردم آشناتر و در نزد اهل ذوق مقبولیت بیشتری دارند. (مثلا: احمد شاملو، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری ) اشاره و به کار بردن نام این نام‌آوران را حتی می‌توان در اشعار و سروده‌های ترانه‌سرایان نام‌آشنا هم دید و شنید.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حافظ: تاب بنفشه می‌دهد طرهٔ مُشک‌سای تو

در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی برگرفته از ابیات این غزل از حافظ را با صدای خوانندگان مختلف و در اجراهای متفاوت خواهید شنید. ترتیب قرار گرفتن نام خواننده‌ها بر اساس حروف الفبا است. شما هم اگر نمونه‌های سراغ دارید بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

مهدی اخوان‌ثالث: دریچه‌ها (مجموعه ترانه‌ها)

«مهدی اخوان‌ثالث» (م. امید)، شاعر بود، ولی ترانه‌سرا نبود. به کلام دیگر، او شعری برای اجرا به شکل ترانه نسرود. آنچه اما بر اساس شعر یا بخشی از سروده‌ای از او خوانده شده، همه از سر انتخاب و ذوقِ هنرمندانی بوده است که کلام اخوان را برای ترانه‌شان برگزیده‌اند.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت عکس «فروغ فرخ‌زاد» و «معیر الممالک»

نام هادی شفائیه همواره با تاریخ عکاسی معاصر ایران در شکل آکادمیک آن همراه است. رشتهٔ عکاسی در نظام آموزشی ایران به پیشنهاد و همت او شکل گرفت و خود نیز سال‌ها در دانشگاه تهران تدریس این رشته را به‌عهده داشت.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت «فروغ فرخزاد» و چاپ کتاب «اسیر»

(اولین اثرم را به امیر عزیزم تقدیم می‌کنم، تا قضاوت او در مورد من چه باشد! فروغ فرخ‌زاد ۱۳۳۴/۵/۱۵)
دست‌نویس «فروغ» در تقدیم‌نامهٔ نسخه‌ای از کتاب «اسیر» به برادر بزرگ خود «امیرمسعود فرخ‌زاد».

این تصویر و زیرنویس آن‌ را فکر کرده بودم به بهانهٔ تاریخ پانزدهم مرداد ماهی که دارد در بخش «همین روز در آن‌سال» بگذارم. در دوباره خوانی مطالب مربوط به کتاب «اسیر» اما دیدم روایت بخش‌هایی از آن می‌تواند ضمن اینکه پیشینه‌ای بر چاپ این کتاب باشد، گزارش وضعیتی از حال و روزگار خود «فروغ» در چمبر هزار خمی که گرفتارش بود هم بشود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

پیوند و دوست بودن بعضی‌ها با هم شاید چندان بازتابی بیرونی نداشته باشد، خودشان اما از علاقه، ارادت و اندازه‌های دلبستگی‌هایشان نسبت به هم آگاه هستند. نمونه‌اش می‌تواند «احمد شاملو» باشد در پیوند دوستانه‌اش با خانوادهٔ سه نفرهٔ «پرویز شاپور»، «فروغ فرخزاد» و فرزند آن‌ها «کامیار شاپور».

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

شاید برای شما هم پیش آمده که با دیدن یک نام، یا چهره‌ای آشنا سلسه‌ای از خاطرات به‌هم پیوسته یادتان بیاید که گرچه هر کدام داستان مجزای خودش را دارد ولی در جایی وجهی مشترک می‌یابند و مکمل هم می‌شوند.

حکایت ارتباط «امیر نادری»، «سودابه قاسملو»، «احمد شاملو»، «آیدا» و استاد «هادی شفائیه» با هم از ایندست است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

تک‌چهره‌های مشهور «نیمایوشیج» از «هادی شفائیه»

برای دیدن عکس در سایز بزرگ، روی آن کلیک کنید!

می‌دانیم که نیمایوشیج اشعار زیادی سروده است. و من و شما هم البته کم از سروده‌های این شاعر نامی نخوانده‌ایم؛ اما اگر از ما بپرسند کدامیک از آنها را به یاد دارید؟ شاید پیش از همه، «آی آدمها»، «تو را من چشم در راهم» و «مهتاب» را به یاد بیاوریم. امروزه بیت‌هایی از این سروده‌ها حتی ضرب‌المثل شده است. (این از اشعار نیمایوشیج.)

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

اردلان سرفراز (صدای شاعر) مرداب: حسن شماعی‌زاده

مرداب
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: سیمون آوانسیان
ترانه‌خوان: حسن‌ شماعی‌زاده

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

شهیار قنبری (صدای شاعر) من نباید به تو تسلیم شوم.

امروز ششم مرداد ماه، سالگشت زادروز «شهیار قنبری» شاعر و ترانه‌‌سرای معاصر است. او در پا گرفتن «ترانهٔ‌ نوین» و اعتبار «ترانهٔ معترض» جایگاهی ویژهٔ‌ خود دارد.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

احمد شاملو (صدای شاعر) روزگار غریبی‌ست نازنین!

 بسیاری شعر «در این بُن‌بست» را با بیت ترجیح‌بند آن «روزگار غریبی‌ست نازنین!» می‌شناسند. «احمد شاملو» این شعر را  ۳۷ سال پیش، در چنین روزی سروده است. (۳۱ تیرماه ۱۳۵۸). شگفتا که ششصد هفتصد سال پیش از شاملو همین حیرت از وضع روزگار را «حافظ» هم داشته است. (پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند)، (گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید!)، (ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند). و عجبا که در زمانهٔ ما نیز چو نکو بنگری! می‌بینی روال روزگار هنوز هم بر همان منوال است که بود و چه بسا غریب‌تر هم. این شعر را با صدای احمد شاملو و در چند اجرای ترانه‌ای بشنوید.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

تاریخچهٔ اولین ترانهٔ خوانندگان ایرانی

حتما شما هم به این فکر کرده‌اید که اطلاعات عمومی بسیاری از ما از اینکه اولین فیلم فلان کارگردان کدام بود؛ و یا کدام بازیگر با کدام فیلم پا به عرصه‌ی سینما گذاشت بیشتر از آگاهی از اولین کار فلان ترانه‌سرا یا آهنگ‌ساز است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نمونهٔ‌ فارسی‌شدهٔ‌ ترانه‌های مشهور

اصطلاح «دوباره‌خوانی» ترانه بیشتر به معنای اجرای دوبارهٔ ترانه‌ای قدیمی و مشهور با صدای خواننده‌ای معاصرتر است. مثل ترانهٔ‌ «امشب در سر شوری دارم [غوغای ستارگان]» [+] یا تک‌ترانهٔ «مرا ببوس» [+].

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت ترانه «مرگ قو» به روایت «عباس مهرپویا»

شهرت دکتر مهدی حمیدی شیرازی شاعر غزلسرا در تاریخ ادبیات معاصر ایران به دو چیز است. اول به مخالفتش با «شعر نو» و مشخصا «نیمایوشیج»، و دوم برای سرودن غزل «مرگ قو».

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حافظ: ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود

در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی برگرفته از ابیات این غزل از حافظ را با صدای خوانندگان مختلف و در اجراهای متفاوت خواهید شنید. ترتیب قرار گرفتن نام خواننده‌ها بر اساس حروف الفبا است. شما هم اگر نمونه‌های سراغ دارید بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

«تجربه» خاطره‌نوشته‌ای از «امیر نادری»

دستم رفت روی زنگ و صداشو توی راهرو شنیدم. خودمو عقب کشیدم و ترسیدم. رو پاهام ایستادم. متوجهٔ پنجره‌ای که کنار در بود شدم. یه صدایی از توش می‌اومد. در باز شد. یه خانم سی ساله که قدش بلند بود. صورتم سرخ شد. تا حالا یه زنو اینقد از نزدیک ندیده بودم.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

«فروغ فرخزاد» نام دبستان روستای «آهو»

«آهو» نام روستایی در پنج کیلومتری شمال «آشتیان» در استان مرکزی است که از شمال به «تفرش» می‌رسد. قنات‌های آب روان دارد و اینطور که می‌گویند در ایام ماضی نیز دشت‌های سرسبزش مرتع آهوان بوده است. در روزگاری نه چندان دور اما از قرار در این روستا دبستانی هم به نام «فروغ فرخزاد» وجود داشته است. سند آن، همین اطلاعیه‌ی «دفتر امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی» در خطاب به «سرکار سرهنگ محمد فرخزاد» در ششم شهریور ماه سال ۱۳۵۰. (پدر فروغ،‌ نظامی و متولد تفرش بود.)

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

در کُنج دلم عشق کسی خانه ندارد (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات معاصر ایران شاعرانی داریم که گرچه صاحب «دیوان» و مجموعهٔ اشعار هستند ولی یکی دو سروده از آنهاست که برای مردم بیشتر شناخته شده است. مثل «پژمان بختیاری» که با غزل «افسانهٔ عشق» شهرت دارد. شعری که برای بسیاری با مطلع آن (در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد) بیشتر شناخته شده است

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت پرتره‌های من در آن نشریهٔ فرانسوی (هادی شفائیه)

دکتر هادی شفائیه را پدر عکاسی نوین در ایران می‌نامند. هنرمندی خودآموخته که به مقام استادی صاحب‌سبک رسید. یادگارهای او از دیدارهایش با هنرمندان و چهره‌های نام‌آشنای هنر و ادبیات معاصر ایران، کسانی چون نیمایوشیج، و احمد شاملو تا امروز و همیشه ماندگار است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

از خاطرات خانهٔ پدری (هوشنگ ابتهاج)

«. . . پدرم مذهبی نبود. اما مادرم یک مذهبی خیلی عجیب و غریبی بود. حتی موقعی که پا درد داشت آخر عمری نشسته نماز می‌خواند. [طفلک مادرم جوان مُرد: در ۳۸ سالگی] با خدا یک رابطهٔ عجیبی داشت. [. . .]

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام افراد «فامیل» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

راستش نمی‌دانم آیا در موسیقی ملت‌های دیگر هم ترانه‌هایی برای «دختر‌خاله، دختردایی» و خود «خاله» وجود دارد یا نه؛ اما می‌دانید که در ترانه‌های روستایی و حتی شهری ما ایرانیان چند تایی وجود دارد. حرف ترانه بیشتر ابراز عشق و بیان دلدادگی‌ است و شکایت از انتظار وصلِ خاله یا دایی‌زاده که وصلت با آنها بر اساس سنتِ رایج «ازدواج فامیلی» برای ما ایرانیان شناخته شده است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام و یاد «فرزند» در ترانه‌های ایرانی

می‌گویند کوچکترین واحد اجتماع «خانواده» است. یعنی که پدر و مادر، به همراه فرزند یا فرزندانی. به‌جز «لالایی‌ها»یی که مادران به وقت خواباندن فرزند نوزاد خود می‌خوانند [+]؛ در موسیقی ایرانی ترانه‌هایی هم هست که از زبان پدر یا مادر در خطاب به فرزندشان خوانده شده است. در این ترانه‌ها گاه جنسیت فرزند (دختر یا پسر) مشخص و اعلام می‌شود؛ و گاه در شکل عمومی‌تری با عنوان «کودک» یا «فرزند» مورد خطاب قرار می‌گیرد.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام و یاد «پدر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات ایران ـ به‌خصوص در شعر فارسی ـ «مادر» جایگاهی ویژه دارد. از مقام ارجمند او به شایستگی و سپاس یاد می‌کنند و قدر و منزلت او را به سروده‌ای درخور، پاس داشته‌اند. «پدر» اما گرچه در مناسبات اجتماعیِ حاکم در جامعه نصیب بیشتری عایدش شده، ولی باز نتوانسته در اشعار ادبی دوران ما به اندازۀ «مادر» جایی برای خود باز کند.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام و یاد «همسر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات هر کشور، اشعار تغزلی جای ویژهٔ خود را دارند. سروده‌هایی که در آن از حالات عشق گفته شده، سخنی که از هر زبان بشنوی نامکرر است. همه توصیف جلوه‌های یار است و عرض ارادت بسیار به معشوق.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام و یاد «مادر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات ایران ـ به‌خصوص در شعر فارسی ـ «مادر» جایگاهی ویژه دارد. از مقام ارجمند او به شایستگی و سپاس یاد می‌کنند و قدر و منزلت او را به سروده‌ای درخور، پاس داشته‌اند.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

«لالایی» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

«لالایی‌ها» در ادبیات مردمی ایران جای خاص خود را دارد. آوازهایی که مادران به زمزمه‌ به وقت خواباندن کودکان شیرخوارهٔ خود می‌خوانند. ترانه‌هایی که از کلام و آوایش کودک و مادر هر دو آرام می‌گیرند.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

شهر «تهران» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در کنار اشعار میهنی شاعران کلاسیک که در ستایش «وطن» و اهمیت «سرزمین مادری» سروده‌اند؛ سروده‌هایی هم هست که شاعر در آن به تعریف از یک «شهر» به‌خصوص پرداخته است. این سروده‌ها اغلب کار «ترانه‌سرا»ها است. نام و اشاره به کوی و برزن و محله‌ها و خاطراتی که از سر حسرت و فراق‌زدگی سروده شده است و ما آن را در آمیزه‌ای از صدای خواننده‌ و  موسیقی، به شکل ترانه می‌شنویم.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام شهرهای ایران در ترانه‌های فارسی

البته در این‌که «همه جای ایران سرای من است» شک نیست ولی شهر زادگاه هر کس انگار ارج و قرب دیگری دارد. حتی اگر به اجبار زندگی از آنجا کوچ کرده و شهر دیگری در همان ایران مقیم شده باشد. بهرحال حافظه‌ی آدمی‌ست و خاطراتش از خانه و کوچه‌‌خیابان‌ و مردم شهری که در آن پا گرفته و بزرگ شده است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حروف «الفبا» در ترانه‌های ایرانی

برای نوشتن به هر زبانی باید که «الفبای» آن را دانست. حالا را نمی‌دانم ولی زمانی دانش‌آموزان باید ترتیب درست الفبا را هم از حفظ بلد می‌بودند. جالب این که از حروف الفبا در ترانه‌های ایرانی هم استفاده شده است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

روزهای هفته در ترانه‌های ایرانی

در زبان‌های دیگر هم حتما ترانه‌هایی هست که در آن از روزهای هفته نام برده می‌شود. یکی از مشهورترین آنها شاید ترانهٔ «یکشنبه‌ها هرگز» Never on Sunday با صدای «ملینا مرکوری» باشد که ترانهٔ فیلمی با همین نام بود. در ترانه‌های ایرانی به زبان فارسی هم نمونه‌هایی از این نوع‌ وجود دارد.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

کار و کسب (مشاغل) در ترانه‌های ایرانی

«ترانه‌های کار» نزد همهٔ اقوام و در فرهنگ هر ملتی وجود دارد. از برده‌های سیاهپوستی که در آمریکای سالهای دور با خواندن آوازهای جمعی در مزرعه‌های پنبه کار می‌کردند تا خوشه‌چینان و دروگران، یا آواز شالیکارهای خودمان در همهٔ این سالها.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

سیاوش کسرایی (صدای شاعر) از این سوی با خزر

«من به «باکو» رفته بودم. آنجا رفتم کنار «خزر». سال‌های سال در ایران که بودم، وقتی به شمال می‌رفتم به آن‌طرف دریا نگاه می‌کردم که در مه فرو رفته بود یا در انتهای افق فرو می‌رفت؛ و همیشه فکر می‌کردم که در آن‌سوی خبرهاست، و من دورم، و حسرتی بر دلم بود. این‌بار در باکو از این‌طرف دریا را نگاه می‌کردم؛ و اسم این شعر من هست: از این‌سوی با خزر.» [توضیح سیاوش کسرایی پیش از خواندن شعر]

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

تصویر «شاه‌مهدی» به قلم «امیر نادری»

پیشینه‌ی آشنایی «مهدی سماکار» با «امیر نادری» [+] باید به دوران همکاری این دو در «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»‌ [+] برسد. امیر نادری فیم «ساز دهنی» را برای کانون پرورش فکری می‌ساخت؛ و مهدی سماکار سرپرست بخش انیمیشن در آنجا بود. امروز تصویر این طرح را در صفحه‌ فیسبوک زنده‌یاد مهدی سماکار دیدم. در توضیح آن نوشته بود:

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

ترانه‌های تک‌ساز!

تعریف «ترانه» در ساده‌ترین شکل خود: به آواز خواندن شعری همراه با موسیقی است. در موسیقی سنتی ایرانی اجرای چند بیت از غزل‌سروده‌ای به شکل «آواز» به‌همراهی سازی تنها مثل تار، سه‌تار، یا ویلون معمول است و حتما که شنیده‌اید.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حافظ: حجاب چهره‌ٔ جان می‌شود غبار تنم

در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی برگرفته از ابیات این غزل از حافظ را با صدای خوانندگان مختلف و در اجراهای متفاوت خواهید شنید. ترتیب قرار گرفتن نام خواننده‌ها بر اساس حروف الفبا است. شما هم اگر نمونه‌های سراغ دارید بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

یادی از «صادق هدایت» به قلم «مهدی اخوان‌ثالث»

«. . . یه گوینده هم داشتیم به اسم «ژالاک» که اون برنامهٔ «گلچین هفته» رو که نوشتهٔ [مهدی] اخوان ثالث در بارهٔ [صادق] هدایت بود، دادم بخونه. بدون تمرین رفت تو استودیو و خوند. خیلی مسلط بود. . .» (صفحهٔ ۵۲۹)

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

بودن، یا نبودن: مسئله این است!

در مجموعه عکس‌های صادق هدایت، سه عکس وجود دارد که او به خط خود تاریخ ۲۸ می ۱۲۲۸ میلادی (دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۰۷) را بر آنها نوشته است. دو عکسی که همراه با ترز و مادر او در باغچه‌ای نشسته‌اند [+] و یکی هم همین تصویر بالا.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

صادق هدایت در لباس بالماسکه

با اینکه بنا به دستخط صادق هدایت روز هفته و روز ماه و سال برداشتن این عکس معلوم است، ولی از خود مراسم بالماسکه چیز زیادی نمی‌دانیم.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت ترانه «بهار دلنشین» به روایت «بیژن ترقی»

ایشون [داود پیرنیا] یه روز منو صدا کرد و گفت: «آقای ترقی، یک کاری اینجا ما ضبط کردیم مالِ آقای روح‌الله خالقی‌ست. این، شعر نداره. این رو آهنگش رو من می‌ذارم رو ضبط صوت، تا شما بشنوید من میرم تا استودیو شماره هشت و برمی‌گردم، ببینم نظرتون راجع به این آهنگ چیه!؟»

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام‌ پسران در ترانه‌های ایرانی

نام‌های «زنانه» در ترانه‌های ایرانی بیشتر از اسم «مرد»ها است. در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی را خواهید شنید که اسمی مردانه در آن به کار رفته است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

«نفرین» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در فرهنگ و اعتقادات ما ایرانی‌ها «دعا» و «نفرین» مقوله‌ای آشنا و جا افتاده است. از دید مذهبی بهترین دعاها و بدترین‌ نفرین‌ها را والدین ـ و به‌خصوص مادران ـ به اجرا می‌گذارند. البته نفرین ظالم و آه مظلوم هم هست. در شعر کلاسیک و ترانه‌های روز ایرانی اما نفرین بیشتر معطوف به «رقیب» است ولی گاهی از سر دل‌رنجیدگی و آزردگی خاطر نفرینِ «عاشق» شامل «معشوق» هم می‌شود. هر چند هم که حافظ گفته‌ باشد: «هیچ عاشق سخن سخت به معشوقه نگفت».

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

«گذر عُمر» از نگاه و زبان شوخ شاهرخ مسکوب

شاهرخ مسکوب (۱۳۸۴ـ ۱۳۰۲) در تاریخ ادبیات معاصر ایران جایگاهی ارزنده و خاص خود دارد. این منزلت به اعتبار پژوهش‌هایش در شاهنامه، نوشتن کتاب دو جلدی «روزها در راه» که یادداشت‌های روزانه‌ی او با نثری یگانه است؛ و ترجمه‌هایی‌ست که از او به یادگار مانده است.

کتاب «اقلیم حضور» مجموعه‌ نوشتارهایی‌ست به قلم چند تن دوستان و همکاران او که در معرفی آثار، و شخصیت فرهنگی این نویسنده‌ی نام‌آشنا به چاپ رسیده است. در این یادنامه از جمله مطلبی به قلم ناصر زراعتی می‌خوانیم که خاطره‌ای از دیدارش در پاریس با شاهرخ مسکوب را نقل می‌کند. در این گپ‌وگفت دوستانه تعریفی که استاد از دوره‌های مختلف عمر (از خردسالی تا پیری) ارائه می‌دهد خالی از لطف و ظنز نیست.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌های ایرانی

ایران کشور پهناوری است، با شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای فراوان. چه بسا بسیاری از ما خیلی از این شهرها را ندیده باشیم و گذارمان به آن دیار نیفتاده باشد. در این شهرها اما جاهایی هست که نه تنها برای اهالی آن ولایت که حتی برای کسانی که به آنجاها نرفته‌اند نیز شناخته شده است. آشنایی ما ایرانی‌ها با نام آن جاها و اماکن در سالهایی که هنوز اینترنت و موتورهای جستجو در این گستره‌ نبود یکی هم از راه شنیدن ترانه‌های روز آن روزگار بود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حافظ: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی برگرفته از ابیات این غزل از حافظ را با صدای خوانندگان مختلف و در اجراهای متفاوت خواهید شنید. ترتیب قرار گرفتن نام خواننده‌ها بر اساس حروف الفبا است. شما هم اگر نمونه‌های سراغ دارید بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

احمد شاملو: زنده‌باد آب (شعری کودکانه)

چه شد که دوستم داشتند یا «زنده‌باد آب»
نوشتۀ: ساموئل یاکوولیویچ مارشاک
(۱۸۸۷ ـ ۱۹۶۴)
برگردان: احمد شاملو
انتشارات امیرکبیر
تهران ۱۳۵۶

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

گیتی پاشایی ـ آواز (در مایه افشاری) ترانه (خدا مهربونه)

«گیتی پاشایی» با پیشینهٔ بازیگری در سینما و ساختن موسیقی فیلم گرچه هنرمندی نام‌آشناست ولی او را بیشتر  به‌عنوان خواننده‌ٔ «ترانه‌های پاپ» به‌یاد می‌آوریم. اینجا اما قطعه آوازی با اشعاری برگرفته از «دیوان مغربی» را با صدای او بشنوید. پیش از اجرا، در گفت‌وگویی کوتاه «گیتی» از علاقه‌ٔ خود به آموزش آواز و ردیف‌های موسیقی ایرانی می‌گوید:

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

فریدون مشیری ـ کوچه (تاریخچه و مجموعهٔ ترانه‌ها)

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. با این‌که شاعر این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. شما هم اگر نمونه‌هایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی می‌شنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

یادنامه‌ای برای «سوسن» تا از یاد نرود!

گفته‌اند نامش «مهناز» بود، که نبوده است. و نوشته‌اند که «شمس المولک حمیدی» است، که نیست. اسم و فامیل واقعی‌اش «گل‌اندام طاهرخوانی» بود. ما همه اما او را به نام هنریش «سوسن» شناخته و می‌شناسیم.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

سیمین دانشور: بانوی اردیبهشت

« . . . گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟» [بند آخر از رمان «سووشون» نوشتۀ سیمین دانشور]

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

سیمین بهبهانی ـ دلم گرفته (هوای گریه)

شعر «دلم گرفته» را «سیمین بهبهانی» در اردیبهشت ۱۳۶۱ سرده است. امسال [۱۳۹۵] سی‌ و چهار سال از عمر این سروده می‌گذرد.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت آخرین عکسی که از «نیمایوشیج» گرفته نشد!

سابقهٔ‌ مومیامی کردن اندام پادشاهان شاید به زمان فراعنهٔ‌ مصر باستان ‌برسد یا بیشتر. در قرن اخیر قالب‌گرفتن از سیمای اهل هنر و سیاست با موم یا گچ هم مرسوم شده است. پیشینهٔ تهیهٔ‌ ماسک از چهرهٔ نام‌آوران در ایران را اما باید در فرصتی جست‌وجو کرد و نوشت.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

رهی معیری ـ خزان عشق (مجموعه ترانه‌ها)

ترانهٔ «خزان عشق» را «رهی معیری» هشتاد سالی پیش در سال ۱۳۱۳ سروده است. بیست‌وپنج سالگی شاعر، و به‌قولی اولین ترانه‌سازی او که با آهنگی از ساخته‌های «جواد بدیع‌زاده» اجرا شد. با این‌همه سالی که از عمر این ترانهٔ خاطره‌انگیز می‌گذرد اما، هنوز هم زمزمهٔ هر از گاه خیلی از ما، در خلوت و به‌یاد آوردن‌های خاطرات سال‌های گذشته است.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

سیمین بهبهانی ـ دوباره می‌سازمت وطن (تاریخچهٔ‌ شعر)

تندیس «سیمین بهبهانی» اثر: امیرمحمد قاسمی‌زاده

«دوباره می‌سازمت وطن» را «سیمین بهبهانی»، سه سالی پس از انقلاب، در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۰ سرود. سی سال بعد در فروردین ۱۳۹۰،‌ وقتی «باراک اوباما» رئیس‌ جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان، ترجمهٔ‌ دو بیت از این شعر را چاشنی تبریک خود کرد کارش به رسانه‌های گروهی فارسی‌زبان هم کشیده شد. بیشتر ما اما این شعر را در اجرای ترانه‌ای که «داریوش اقبالی» با آهنگی از ساخته‌های خود بر این سروده خواند به‌یاد می‌آوریم.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت «کیف چرمی» نیمایوشیج!

 عکس بالا (نیما، یک‌نفر در آب) نخستین‌بار در هیجدهمین سالگشت درگذشت نیمایوشیج، روی جلد هفته‌نامهٔ «جوانان رستاخیز» [شماره ۱۲۴،‌ پنجشبنه ۱۵ دیماه ۱۳۵۶] منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

جیوان گاسپاریان (نگاهنگ)

امروز (۲۴ آوریل)، مصادف است با سالگرد قتل‌عام ارامنه. در همین صد سال گذشته «نسل‌کُشی» و اقدام به نابود کردن اقوام و آدمها به امر دولتمردان و زورمدارن دنیای سیاست، شاید بیشتر از تمام مواردی‌ست که در طول تاریخ مکتوب آمده است. از آمریکا و آفریقای سیاه بگیر تا اروپای سفید و آسیای میانه. (صحبت از «عیسی» و «موسی» و «محمد» نابجاست ـ قرن «موسی‌چمبه»هاست.) [+]

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone

حکایت مجسمهٔ «بهرام گور» به روایت «هادی شفائیه»

در کارنامهٔ عکس‌های ماندگاری که از استاد «هادی شفائیه» برای ما و آیندگان به یادگار مانده یکی هم  مجموعه‌ٔ عکس‌هایی‌ از اشیای عقیقهٔ ایران در دوره‌های ساسانی و هخامنشی است که در زمان اکتشاف آثار انجام شده است. در سال ۱۳۴۴ [بیش از نیم‌قرن پیش] نمایشگاهی از ۱۵۰ عکس از این مجموعهٔ غنی با عنوان «رد پای اعصار» نخست در کاخ گلستان [ایران]، و سپس در شهرهای رم [ایتالیا]، ژنو، زوریخ و برن [سوئیس] به نمایش در آمد.

ادامه‌ی خواندن

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone